
خانه پدری، مأمن مبارزه
در منزل و خانواده ما مبارزه یک مسئله جاافتاده بود. مثلاً اولینباری که من از زندان آزاد شدم خیلی جالب بود. روز معینی آمدند و گفتند: «بیایید، وسایلتان را جمع کنید و بروید». از لشکر که بیرون میآمدیم، دو سه تا خیابان باریک بود که یکی از آنها منتهی میشد به میدان سوم اسفندی آن وقت که الان به خاطر حادثه دَه دی، به آن میدان دَه دی میگویند و اول خیابان امام خمینی است. اسم محلی که آن خیابان باریک شروع میشد، دیدگاه لشکر بود. ما را تا دیدگاه لشکر آوردند و رها کردند.