عباس واضح
چند سالی است که موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی با انتشار سلسله کتابهایی تحت عنوان «تاریخ های محلی انقلاب اسلامی» به بررسی رخدادهای انقلاب اسلامی در یک حوزه محدود جغرافیایی - که با تاثیر گرفتن از جریان کلی انقلاب ومحورهای اصلی آن صورت گرفته - ( از شکل گیری تا فرجام )پرداخته است.
استان گلستان درانقلاب اسلامی مجموعه ای سه جلدی از این سری کتابها است که به قلم آقای غلامرضا خارکوهی در سال 1391 به نگارش درآمده است. شیوه نگارش این مجموعه مبتنی بر خاطرات انقلابیون و مبارزان استان گلستان و بخش دیگر آن خاطرات مبارزان تبعیدی به استان همچون حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه و... است. در اینجا، با توجه به تمرکز نگاه مجلد اول این مجموعه بر روی سالهای آغازین نهضت و پانزدهم خرداد، مروری بر قطعه اول سه گانه استان گلستان در انقلاب اسلامی خواهیم داشت.
جلد اول کتاب استان گلستان در انقلاب اسلامی پس از مقدمه و پیشگفتار در چهار بخش به رشته تحریر درآمده است.
نخستین بخش کتاب باعنوان (استان گلستان، از مشروطه تا انقلاب اسلامی) در 5 فصل به بررسی شکل گیری انقلاب مشروطه و مقابله روس ها بامشروطه طلبان و مبارزات مشروطه خواهان در مناطق گلستان پرداخته و در ادامه نقش مردم گلستان در قیام جنگل و همراهی با میرزا کوچک خان، وقایع عصر پهلوی اول، حمله روس ها به استان گلستان در زمان وقوع جنگ جهانی دوم و پس از آن شکل گیری نهضت ملی تا آغاز نهضت امام خمینی را مورد بحث قرار می دهد.
بخش دوم این مجلد با عنوان (انقلاب سفید در استان گلستان) در 5 فصل به نگارش در آمده است. مولف در این قسمت از کتاب شکل گیری نهضت امام خمینی و وقایع مهمی چون انقلاب سفید، اصلاحات ارضی، غارت جنگل ها و مراتع گلستان و سفر شاه به گرگان را بیان می نماید. در قسمتهایی از این بخش می خوانیم:
پس از اینکه در نوزده دی ماه 1341شاه اصلاحات مورد نظر کاخ سفید را با عنوان انقلاب سفید اعلام نمود و آن را به تصویب رساند مراجع تقلید قم به پیشگامی امام خمینی به مخالفت با آن پرداختند. در گرگان نیز دونفر از روحانیون انقلابی اطلاعیه هایی در تحریم این رفراندوم تهیه کردند و در سطح شهر بویژه مساجد و مراکز عمومی توزیع نمودند. آیت الله سید کاظم نورمفیدی در این رابطه می گوید: اینجانب چند روز قبل از رفراندوم با همکاری یکی از روحانیون [حجت الاسلام یغمایی] دست نوشته هایی را مبنی بر تحریم رفراندوم از ناحیه امام و مراجع تهیه کردیم و در شرایط بسیار خفقان آمیز و کنترل شده آن دوره از طرف دستگاه جبار، آنها را در سطح شهر گرگان و در میان مساجد و مراکز عمومی پخش کردیم که ساواک متوجه شد و سخت به تکاپو افتاد، ولی ما سرنخی از خود به جای نگذاشته بودیم و بالاخره هم متوجه نشد که این حرکت کار چه کسی بوده است.
شاه که گویا به خوبی دریافته بود، ملت ایران به پیروی ازفرمان امام به او پاسخ مثبت نخواهد داد، ماموران جلاد ساواک و شهربانی و ژاندارمری را در تمام شهرها، شهرستان ها، دهات و قصبات به جان ملت انداخت تا با ارعاب و تهدید، از مردم بخواهند که به پای صندوق های رای بروند و به لوایح شاهانه رأی مثبت بدهند! این فشار پلیس بر کارمندان، کارگران و مستخدمین دوایر، شرکت ها، مؤسسات و کارخانجات دولتی و غیر دولتی بیشتر و شدیدتر بود و نیز به مغازه دارها نیز فشار آوردند که اگربه این لوایح رأی مثبت ندهید، پروانه کسب شما لغو خواهدشد! در چنین شرایط خفقان آوری عوامل رژیم در زیر چتر سرنیزه و با وعده و وعیدهای توخالی، گروهی از مردم بویژه کارمندان دولت، نیروهای نظامی و انتظامی با لباس شخصی و کارکنان ساواک، کارگران کارخانجات وسایر افراد وابسته به مراکز دولتی را در روز ششم بهمن سال 1341 به پای صندوقهای رای بردند و بعد هم گزارشات و تلگرافات دروغ و اغراق آمیز از حضور مردم برای شاه مخابره کردند تا از کوتاهی ماموران خود و عدم استقبال مردم و روحانیت دلگیر نشود:
* تلگراف
تهران: دفتر مخصوص شاهنشاهی.
پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهی.
جان نثار اکنون در میدان پهلوی گرگان ناظر احساسات پاک و بی شائبه ده ها هزار جمعیت هستم که با تظاهرات بی نظیری که اطمینان دارم در تاریخ ایران سابقه نداشته است علاقه و مهر و محبت باطنی خود را نسبت به شاهنشاه عادل خود ابراز و برای دادن رای بر یکدیگر سبقت می جویند به طوری که مامورین مجبور شدند چندین صندوق علاوه بر صندوق های تهیه شده در نقاط مختلف شهر اضافه بنمایند تا مردم با نهایت آزادی رأی بدهند، لذا جان نثار از طرف خود و فرماندار شهر گرگان و عموم کارمندان و مردم این منطقه این محبوبیت پاک و بی آلایش و بی نظیر شاهنشاه را که در قلب مردم ایران به وجود آمده است از صمیم قلب تبریک عرض نموده با کسب اجازه از پیشگاه مبارک، امروز عصرنیز به وسیله رادیو از این احساسات پرشور و بی شائبه اهالی این منطقه که هربیننده سرتعظیم فرود می آورد تشکر خواهم نمود، در خاتمه سلامتی و سعادت و موفقیت و طول عمر شاهنشاه محبوب و عادل و علیاحضرت شهبانوی ایران و والاحضرت ولایتعهد را از درگاه خداوند متعال (که بدون تردید همیشه حافظ شاهنشاه است) خواستارم.(ص251و252)
پس از کشتار تعدادی از روحانیون حوزه علمیه قم در دوم فروردین 1342 و زندانی شدن امام خمینی و کشتار بسیاری از مردم در روز پانزدهم خرداد همان سال یکی از برنامه های اصلی شاه سفر به مناطق مختلف کشور جهت کسب وجهه و اعتبار عمومی بود. شاه در 16 اردیبهشت 1343 با سفر به گرگان ضمن اعطای اسناد مالکیت تعدادی از کشاورزان منطقه سخنرانی اغراق آمیز و تبلیغاتی درجهت حمایت از انقلاب سفید و اصلاحات ارضی ارائه کرد.
(تکوین انقلاب اسلامی در استان گلستان) عنوان بخش سوم این مجلد است که در دو فصل به وقایع مهم دهه 40 و 50 از جمله شرکت مردم گلستان در مراسم درگذشت آیت الله بروجردی و همچنین نقش مردم آن منطقه در پیروزی نهضت امام خمینی می پردازد.
پس از پیروزی نهضت امام خمینی برای لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی، امام خمینی در حدود دی ماه سال 1341 آیت الله نورمفیدی را که طلبه جوانی در حوزه علمیه قم بود ماموریت داد که به گرگان بیاید و علمای این منطقه را برای قیام برضد رژیم شاه ترغیب نماید.
متاسفانه علی رغم وجود روحانیون برجسته و بزرگ و با وجود مردم با ایمان و شجاع در منطقه، علمای بزرگ و درجه اول این خطه در ابتدا وارد جرگه مبارزه علیه رژیم شاه نشدند و بالطبع عامه مردم هم به آنها نگاه می کردند و چون آنها نسبت به قیام امام بی اعتنا بودند و در مقابل دستگاه جبار رژیم شاه رویه سکوت وتقیه را در پیش گرفته بودند، لذا مردم هم در ابتدا به پیروی از آنها اقدام چندانی در مقابل جنایات حکومت پهلوی انجام نمی دادند. در این میان تنها تعدادی از طلبه های جوان همراه با عده ای از جوانان شجاع استان گلستان بودند که خود را به آب و آتش زدند و با به جان خریدن خطرات مختلف آن به حمایت از امام پرداختند و در آن سالهای سیاه، کم و بیش چراغ مبارزه را در منطقه روشن نگه داشتند.
استان گلستان از نخستین سالهای تاسیس ساواک در کشور، همواره یکی از مهمترین کانون های مورد توجه ماموران امنیتی بوده است. به همین سبب به دنبال حمله وحشیانه رژیم به عزاداران در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) (2 /1 /42) و کشته و زخمی شدن تعدادی از طلاب بی گناه در مدرسه فیضیه قم، ساواک تلاش گسترده ای را به عمل آورد تا مانع از افشای آن به ویژه از سوی امام خمینی در میان مردم داخل و خارج ایران شود. به این علت سازمان اطلاعات و امنیت کشور طی دستورالعمل محرمانه ای که در تاریخ 9 /2 /1342 برای ساواک گرگان و نوزده شهر دیگر صادر کرد، نوشت:
در بین افراد بازاری و هیآت مذهبی، گفته می شود اعلامیه هشت صفحه ای و چهل ماده ای آیت الله خمینی هنوز چاپ نشده و قرار است روز عید قربان هم زمان با انتشار این اعلامیه به زبان عربی در مکه، که به توسط زوار حج برده شده، از طرف هیات های مذهبی و طرفداران روحانیون و یا شهرستان ها به زبان فارسی چاپ و منتشر شود.
در محرم سال 42 واهمه رژیم از این موضوع آنقدر زیاد بود که آنها حتی علاوه بر ساواک برشهربانی و ژاندارمری، پای فرمانداران و روسای ادارات کشاورزی و اصلاحات عرضی و فرهنگ را نیز به میان کشیدند تا مانع ابراز مخالفت مردم استان گلستان با حکوت پهلوی گردند. چنانکه آقای دکتر سید مهدی پیراسته- وزیر کشور- با صدور بخشنامه ای در اول خرداد سال 42 خطاب به استاندار مازندران و بعدهم به فرمانداران شهرهای گرگان و گنبد نوشت:
به قرار اطلاع در ایام محرم عده ای در صددند که با استفاده از تجمع هایی که برای تعزیه داری و تعظیم شعائر اسلامی از طرف مردم در شهرها و دهات به وجود می آید تبلیغات سوء برای گمراه کردن افراد بی اطلاع در موضوع اصلاحات اساسی [ انقلاب سفید] که در کشور در شئون مختلف و مخصوصا اصلاحات ارضی شروع شده است، بنمایند. بنابراین در کمیسیونی مرکب از رئیس ساواک، رئیس ژاندارمری، رئیس شهربانی، رئیس فرهنگ، رئیس کشاورزی و رئیس اصلاحات ارضی مقرر فرمایید موضوع را مورد بررسی دقیق قرار دهند، زیر نظر شخص جنابعالی، نتیجه را اعلام نمایند و تعلیمات لازم را به شهرستان ها صادر فرمایید.(ص595)
پس از رسیدن خبر دستگیری امام خمینی به مردم گلستان، شماری از مردم آن خطه با تهیه طوماری از اهالی شهر برا پشتیبانی از امام و درخواست آزادی وی امضاء می گرفتند. کمیته اطلاعاتی گرگان طی نشستی در روز 20 /3 /42 باحضور فرمانده لشکر سی پیاده گرگان سرلشکر منیعی، رئیس شهربانی گرگان سرهنگ نانکلی، فرمانده گردان ژاندارمری گرگان سرگرد سعادت و دبیر کمیته اطلاعاتی سرهنگ دو فرح بخش، مقرر کردند که :
چون اطلاع رسیده است که برای استخلاص آقای خمینی از طرف هیات پیروان قرآن گرگان تلگراف تهیه و امضا جمع آوری می شود، لذا پس از تحویل تلگراف به تلگرافخانه از طرف ساواک گرگان دقت و مراقبت گردد چه کسانی ذیل تلگراف را امضا نموده اند. به منظور کمک به مامورین شهربانی گرگان در موقع ضروری و بالاخره تامین محل بازداشت و برای دستگیرشدگان احتمالی ساواک گرگان نیز پیش بینی لازم به عمل آورد. (ص600)
غلامرضا خارکوهی در ادامه این بخش، از وقایع سالهای 44 تا50 از جمله اعتراض روحانیون گلستان و مازنداران به هویدا، انعکاس ترور شاه در استان گلستان، تبعید امام به عراق، فعالیتهای آیت الله فلسفی در گلستان، مخالفتهای علمای گرگان نسب به احداث سینما در قم و دیگر وقایع آن دوره سخن رانده است.
بخش پایانی کتاب نیز در دوفصل به بررسی جشن های شاهنشاهی ازجمله جشن های تاجگذاری و جشن های 2500 ساله شاهنشاهی در این استان می پردازد0
لازم به ذکر است اسناد مربوط به هر بخش در صفحات پایانی آن بخش آورده شده است که حاوی مدارک و گزارش های ساواک، شهربانی و دیگر سازمان های امنیتی رژیم پهلوی و گزیده ای از متن اطلاعیه ها و اعلامیه های انقلابیون استان گلستان است. فهرست اعلام نیز پایان بخش مطالب این مجلد است.
جلد دوم کتاب استان گلستان در انقلاب اسلامی . جلد دوم اثر، مشتمل بر چهار بخش است که در آن، پس از مطالعه چگونگی اطّلاعرسانی در دوران مبارزات، احزاب محافل انقلابی معرّفی شدهاند. سپس، روشنگری و خیزش مردمی در دهه پنجاه مورد مطالعه قرار گرفته و در بخش پایانی، مراسم اربعین حسینی در استان گلستان در چگونگی برگزاری این مراسم در دوران مورد مطالعه، بررسی شده است.
آخرین مجلد از کتاب حاضر در پنج بخش به بیان وقایع وحوادث مهم سال 1357 نقش مردم استان مازندران درماههای آخر حکومت پهلوی و در نهایت پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. با سرفصلهای این جملد عبارتند از تبعیدی های استان گلستان ، بی ثباتی درجزیره ثبات ، حماسه پنجم آذرگرگان، محرم 57 و حماسه پیروزی.
مجموعه سه جلدی کتاب انقلاب اسلامی در استان گلستان در مجموع 2520 صفحه دارد و در 500 نسخه توسط موسسه چاپ و نشر عروج به چاپ رسیده است.
تعداد بازدید: 5535