مهرنوش کاظمی
کتاب «شبکه پیامرسانی در نهضت امام خمینی» که به قلم رحیم روحبخش اللهآباد نگاشته شده است، تلاشی است ارزشمند برای بیان یک حقیقت مهم تاریخی نهضت اسلامی ایران که بدون آن حرکت انقلابی ایران هیچگاه با این سرعت و عمق به نتیجه نمیرسید. رسانهای سنتی که به یک باره در قرن بیستم اهمیت خاصی پیدا کرد و تمام دستگاههای حکومتی نتوانستند راهی برای خاموش کردن این رسانه پیدا کنند و در آخر تسلیم آن رسانه خودجوش و مردمی شدند. زیرا ماهیت مذهبی انقلاب زمینهای را فراهم کرد که نهادهای دینی در اختیار عناصر مبارزه قرار گیرند و از آن نهادها و مؤلفههای وابسته به آنها برای اهداف مبارزاتی خود سود جویند.
استقلال از حکومتها و به خصوص خودبستگی مالی این نهادها طی قرنها فعالیت باعث شده بود که بتوانند به موازات نهادهای حکومتی رشد پیدا کنند و بعضاً در شرایط بحرانی کشور به عنوان ملجأ و پناهگاه مردم ایفای نقش نمایند. یکی از این شرایط بحرانی اعتراضات عمومی علیه حکومتهای وقت بود. نهاد مرجعیت و نهاد روحانیت در جنبشهای معاصر ایران غالباً در حمایت از اعتراضات مردمی وارد عرصه مبارزاتی شده و از طریق مساجد، مدارس دینی، مجالس مذهبی و ... به فراخوان عمومی جهت تشدید اعتراض و مخالفت با استبداد داخلی و استعمار خارجی اقدام نمایند. استفاده از منبر به عنوان یک رسانه سنتی از مهمترین سازوکارهای این فراخوان بود. کارکرد منبر اصولاً تبلیغ شریعت است. اما دامنة فعالیت آن معمولاً تمام حوزههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره را نیز در بر میگیرد و به فراخور معضلات مبتلابه جامعه، آن مسائل نیز در دستور طرح و بیان منبر قرار میگرفت. البته این عمل بنا به مقتضیات زمانی و مکانی ممکن است به گونهای خاص مطرح شود. نگرشهای واعظ، میزان ارتباط آن معضل با شریعت، موضع دستگاه امنیتی در قبال آن و مواردی از این قبیل در این خصوص تأثیر داشت. بر اساس این رویکرد طیفی از وعاظ در مقطع زمانی نهضت امام خمینی از سال 1341 تا بهمن 1357 درصدد برآمدند با استفاده از رسانه منبر، مشروعیت نظام حاکم را به چالش بکشانند و توانستند افکار عمومی جامعه را به سوی نهضت جلب کنند.
رسانههای شبکه پیامرسانی نهضت امام خمینی در دو شاخه و هسته متفاوت قابل بررسی هستند؛ شاخه اول به سالهای بنیادین و آغازین نهضت بازمیگردد که امام خمینی هنوز از ایران تبعید نشده بودند و شبکه پیامرسانی نهضت وعاظ و گویندگانی برجسته همچون حجتالاسلام فلسفی و دیگران بودند و شاخه بعدی از تبعید تا پیروزی انقلاب اسلامی را شامل میشود و نقش وعاظ و گویندگان انقلابی در زنده نگه داشتن یاد و نام رهبری نهضت بسیار چشمگیر است به طوری که شخصیتهایی همچون آیتالله سعیدی در این راه به شهادت میرسند. یکی از اتفاقاتی که این شبکه را علیرغم پیشبینیها تقویت کرد، ناکارآمدی ساواک در برخورد با وعاظ انقلابی بود که در نهایت ایشان را از شهرهای محل سکونت به شهرهای دیگر تبعید کرد و این تبعیدها خود دلیلی شدند برای نشر و ترویج پیام نهضت اسلامی در اقصینقاط ایران به ویژه مناطق محروم و دور افتاده که حتی رسانههایی مانند رادیو و تلویزیون هم به ندرت در اختیار مردم بودند.
شبکه پیامرسانی نهضت امام خمینی در این کتاب در دو بخش مورد کاوش قرار گرفته است. بخش اول با عنوان «منبر و پیامرسانان آموزههای نهضت امام خمینی» شامل دو فصل است. در فصل نخست که پیامرسانی در نهضت از آغاز تا تبعید امام را در بر گرفته، نقش آیتالله طالقانی و حجتالاسلام فلسفی به عنوان دو تن از پیشگامان نوگرای پیامرسانی از منبر بررسی، و یک مقطع کوچک زمانی از نهضت نیز در پایان برای نمونه ذکر شده است. نکته خاصی که در بخش اول از فصل آغازین مورد توجه است این است که در ابتدا نوگراییهای آیتالله طالقانی در پیامرسانی و بهره جستن از رسانههای جدید و سنتی بررسی میگردد و تشریح میشود که ایشان چگونه با توسل به ابزارهایی همچون گفتگوهای رادیویی، جذب دانشجویان و جوانان و مخاطب ساختن زنان و مخاطب ساختن دستگاه حاکمه و مأموران ساواک در سخنرانیها به پیشبرد اهداف خویش میاندیشیدند.
اما فصل دوم بخش اول با عنوان «پیامرسانی از تبعید امام تا پیروزی انقلاب اسلامی» است. در این مقطع ضمن بازکاوی روشهای پیامرسانی در تبعید رهبری رویکردهای مبارزاتی و پیامرسانی سه تن از وعاظ، آیتالله سعیدی، دکتر مفتح و حجتالاسلام هاشمینژاد بررسی شده است.
بخش دوم کتاب نیز با عنوان «نقش تبعیدیها در پیامرسانی آموزههای نهضت» نام گرفته است که طی چهار فصل تبعیدیهای نهضت امام خمینی به چهار موج تقسیم شدهاند و راهکارهای مبارزاتی و پیامرسانی آنان در تبعیدگاهها مورد بررسی قرار گرفته است.
این چهار موج عبارتند از
1- موج آغازین در سال 1345
2- موج پیام رسانان امام خمینی از نجف و اعلام مرجعیت ایشان بین سالهای 1345 تا 1350 که از جمله آنها می توان به آیت الله منتظری، آیت الله قاضی طباطبایی و سید احمد کلانتر اشاره کرد
3- موج سوم مربوط به سال 1350 تا 1356 باز می گردد و در میان بزرگان تبعیدی آن زمان، نویسنده از آیت الله منتظری، آیت الله یزدی و آیت الله ربانی املشی یاد کرده است.
4- موج چهارم تبعیدی ها به روایت نگارنده از قیام 19 دی 1356 آغاز شده است و بسیاری از سران نهضت اسلامی را در بر گرفته است و در میان این بزرگان اسامی آیات و حج اسلام ذیل ذکر شده است: آیت الله سید علی خامنه ای، حجت الاسلام موسوی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، آیت الله اسدالله مدنی، آیت الله طاهری گرگانی حجت الاسلام پور محمدی، آیت الله دستغیب، محمد یزدی، نور مفیدی، معصومی، ربانی املشی و ....
نویسنده همچنین مشخصات جغرافیایی تبعیدگاه هایی همچون ایرانشهر، بندر لنگه، اسلام آباد غرب، یاسوج، انارک، سقز، شهر بابک، جیرفت و لارستان را برای خواننده تشریح می کند.
روحبخش الله آباد در بخش نتیجه گیری انتهای کتاب با توجه به نقش مهم این تبعید ها، اذعان می دارد که اگر تبعید عناصر مبارز روحانی به نقاط مختلف صورت نمی پذیرفت، زمینه تحول و گسترش انقلاب در آن مناطق امکان پذیر نبود و این تبعیدی ها بودند که موفق شدند در میان جمعی از اهالی، مشروعیت نظام حاکم را به چالش بکشند.
کتاب شبکه پیام رسانی در نهضت امام خمینی با کتابنامه و نمایه به پایان می رسد. این کتاب در مجموع 396 صفحه دارد و مرکز اسناد انقلاب اسلامی متولی نشر و تکثیر آن در سال 1378 بوده است.
تعداد بازدید: 5060