خاطرات

بازداشت

بعد از بازگشت از مشهد، آقا رضا [همسرم] پس از چند سال تلاش توانست یک مغازه‌ خیاطی در غرب تهران در خیابان خوش بخرد. اسمش را گذاشت «خیاطی آسیا» آنجا مشغول شد با هشت کارگر. در محرم سال 1342 در خیابان خوش تظاهرات کوچکی شکل گرفت. آقا رضا همراه مردم می‌شود و شعارهایی در حمایت از امام که آن روزها به ایشان «آیت‌الله خمینی» می‌گفتند سر داد.

روایت احمد احمد از مراسم تشییع آیت‌الله فومنی

مرحوم آیت‌الله شیخ جواد فومنی، از روحانیون مشهوری بود که در جنوب شهر تهران، پیشرو حرکت‌های مبارزاتی و سیاسی بود. او با زبان تند و صریحی که داشت، ابایی از گفتن حقایق و افشای مفاسد رژیم نداشت. به خاطر مبارزات علنی و تبلیغ بی‌پرده و صریح علیه رژیم شاه، چند بار دستگیر و یا به اداره اطلاعات شهربانی فراخوانده شده بود.

روایت احمد احمد از قیام مردم تهران در عاشورای 42

دوم فروردین سال 1342 به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام صادق(ع)، حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی مراسم سوگواری در مدرسه فیضیه برگزار کردند که مورد تهاجم کماندوها و مأمورین رژیم شاه قرار گرفت. در نتیجه این حمله، تعدادی از طلاب شهید و مجروح شدند.

زن پیشگام در مبارزه

پس از اطلاع از سرنوشت برخی از افراد مؤتلفه، دغدغه اصلی خانواده‌ها و اعضای هیئت که آ‌زاد بودند، رهایی و خلاصی افراد در بند، یا دست‌کم فراهم کردن شرایط بهتر در زندان برای آنها بود.

روایت احمد احمد از دیدارش با امام خمینی در سال 1342

«ادونتیست‌های روز هفتم» جریانی مسیحی بود که به امر تبلیغ آیین مسیحیت، با هدف مقابله به اسلام مبادرت می‌کرد. این جریان در کلیسایی واقع در ابتدای خیابان رشت، تقاطع خیابان پهلوی(اکنون: ولی‌عصر) تمرکز یافته بود و به نام «کلیسای ادونتیس» معروف بود. در این مرکز سرمایه‌گذاری‌های مادی فراوانی صورت گرفته بود و تبلیغات گسترده‌ای در اشاعه مسیحیت می‌کردند. یک هفته به تاسوعا مانده بود که اعلامیه بین مردم پخش شد.

خانه‌ پدری، مأمن مبارزه

در منزل و خانواده‌ ما مبارزه یک مسئله‌ جاافتاده بود. مثلاً اولین‌باری که من از زندان آزاد شدم خیلی جالب بود. روز معینی آمدند و گفتند: «بیایید، وسایلتان را جمع کنید و بروید». از لشکر که بیرون می‌آمدیم، دو سه تا خیابان باریک بود که یکی از آنها منتهی می‌شد به میدان سوم اسفندی آن وقت که الان به خاطر حادثه‌ دَه دی، به آن میدان دَه دی می‌گویند و اول خیابان امام خمینی است. اسم محلی که آن خیابان باریک شروع می‌شد، دیدگاه لشکر بود. ما را تا دیدگاه لشکر آوردند و رها کردند.

دوران نهضت امام خمینی

وقتی در سال 41 مبارزات شروع شد پدرم هم جزو کسانی بود که گرایش نشان دادند و ایشان هم وارد مبارزه شد و مثل بقیه‌ علما چند اعلامیه را امضا کرد؛ این، مقداری به خاطر تأثیر ما برادرها بود و مقداری هم تأثیر جو عمومی روحانیون.

عضو شماره 24 کانون

[سیدمحسن محسنیان] در شهریور 1320 تنها مؤسسه‌ای که آمد این پوسته ریا و جهل و مال‌اندوزی و خصلت‌های منفی را شکست. شخص استاد بود و این کانون و کسانی که با ایشان همراهی و همکاری و مراوده داشتند. بعد از این من در سال 23 افتخار عضویت در کانون را پیدا کردم و بر اساس کارتی که به من دادند، عضو شماره 24 بودم.

خاطرات دبیری از مشهد در دوره مبارزه

[محمدرضا عطایی] به نظرم می‌رسد که در سال‌های بین 1335 تا 1340 ما در حوزه مقدمات را خوانده بودیم و سطح اولیه را می‌خواندیم. به تعبیر امروز، در آن زمان دو جا بود که شهرت داشت به اینکه مسائل مذهبی را به سبک روز می‌شد استفاده کرد و این دو جا تبلیغات مفیدی داشتند: یکی کانون نشر حقایق اسلامی در چهارباغ قدیم مشهد بود که مؤسس و بنیان‌گذار آن، مرحوم استاد محمدتقی شریعتی بودند و یکی هم سازمان تبلیغات بود که البته وسعت کاری‌اش در حد کانون نشر حقایق اسلامی نبود.

روز پانزده خرداد

... روز، پانزدهم خرداد بود. آفتاب که بالا آمد، صدای تیراندازی را علی‌الدوام می‌شنیدیم. میدان ارک که مرکز درگیری بود، نزدیک شهربانی بود. گویا آن روز دستور داده بودند نظامیان به هر کس که رسیدند، تیراندازی کنند. بعدها به من گفتند حتی در خیابان ری ـ نزدیک منزل ما ـ چند نفر را کشته بودند.
1
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.