محمد حسن تشیع
رژیم پهلوی برای محدود کردن فعالیتهای روحانیت شیعه و حوزههای علمیه پس از 15 خرداد 1342 توطئههای گوناگونی را طراحی و برنامهریزی کرد.
تدوین آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی یکی از دهها توطئهای بود که شاه برای انحلال حوزههای علمیه و ساکت کردن روحانیت مبارز طراحی و اجرا کرد. در این مقاله [که چکیدهای از آن در پی میآید] فرآیند تصمیمگیری رژیم پهلوی در تنظیم و تصویب این آئیننامه و نحوه برخورد حوزههای علمیه با آن نقد و ارزیابی میشود.
■
حوزههای علمیه از دیر باز تاکنون استقلال همه جانبهای داشتهاند و در همه شئون حیات خود اعم از جذب و گزینش، مواد تحصیلی، شیوههای آموزشی، امتحانات، تحقیقات، تبلیغات، و بالاخره معیشت و تأمین امور مادی مستقل بودند و به دور از وابستگی به حکومتهای وقت روزگار میگذراندند.
اینامر از یک سو دست حکام جور را از تسلط بر حوزههای علمیه دور نگه میداشت و آنان نمیتوانستند از این قشر – که جایگاه ویژهای در میان تودههای مسلمان داشتند – در جهت امیال شیطانی خویش بهرهبرند، و از سوی دیگر بر سیادت و آقایی حوزویان میافزود؛ چرا که با بیتوجهی به آنچه در دست زورمداران قرار داشت، همواره وظایف تحصیلی، تحقیقی، تبلیغی و بالاخره هدایت تودههای مردم را دنبال کردند و با سرمشق قرار دادن آیه شریفه «قل لا اسئلکم علیه اجرا...» مظهر استغنای یک انسان آزاده بودند. البته این امر هیچگاه بدون گذر از مشکلات نبوده و همواره با تحمل سختیها، خون دل خوردنها، مواجه با بیمهریها و کارشکنیها توأم بوده است.
پس از آغاز نهضت ظلم برانداز امامخمینی(ره) در سال 1341 و دستگیری معظمله پس از 15 خرداد 1342، رژیم پهلوی که همواره از سوی مراجع عظام تقلید و علمای متعدد مورد بیمهری قرار گرفته بود و از اینرو محمدرضا پهلوی در صدد برآمد تا با انجام توطئهای، اساس استقلال حوزههای علمیه ایران را که مرکز ثقل و محوریت آن حوزه علمیه قم بود، بر هم زند.
این توطئه که در قالب طرحی پیریزی شده بود، ظاهرش بر این بود تا از طلاب علوم دینی همانند محصلین مدارس دولتی به وسیله آموزش و پرورش امتحان به عمل آورد و به قبول شدگان این امتحانات، کارت معافیت تحصیلی ارائه دهد، اما در باطن به دنبال اهداف ذیل بود:
الف. ابتدا طلاب علوم دینی را مجبور سازند تا تحت نظر آموزش و پرورش امتحان دهند و بدینوسیله استقلال حوزه علمیه را در امر امتحانات، ضوابط آن، شیوه برگزاری، تاریخ تشکیل و اعلام نتایج و هر آنچه مربوط به این امور میباشد، مخدوش سازند و تحت نظارت دولت قرار دهند.
ب. از آنجا که طلاب حوزهها مانند محصلین آموزش و پرورش و آموزش عالی از نظام وظیفه معاف نیستند، بلکه تنها به آنان کارت معافیت تحصیلی میدادند و این کارت همه ساله تمدید میشد، لذا از این طریق همه طلاب با اطلاعات دقیق با مدارک واقعی شناسایی میشدند.
ج. طلابی که در این امتحانات قبول نمیشدند یا شرکت نمیکردند و یا بنا برعللی صلاحیت! مورد قبول رژیم را به دست نمیآوردند (مانند یاران امام خمینی) هم از ادامه تحصیلات محروم میشدند و هم به سربازخانهها معرفی میشدند و حوزه علمیه قم را بدین طریق از عناصر ناراحت و مخرب شاهنشاهی! و... پاکسازی میکردند.
د. مهمتر از امور یاد شده اقدام بعدی رژیم شاه در جهت برنامه تحصیلی طلاب علوم دینی بود. رژیم پهلوی به بهانه اینکه در امتحانات طلاب، مواد مشخصی باید امتحان گرفته شود، مواردی را تحت عنوان «برنامه دوره تحصیلات طلاب علوم دینی» در هزار و شصت و دومین جلسه شورای عالی فرهنگی از تصویب گذارند که به موجب آن طلاب علوم دینی ملزم باشند مواد و کتابهای درسی تعیین شده وزارت فرهنگ را آموزش ببینند و در موقع امتحان همانها را نیز امتحان دهند.
البته این انکارناپذیر بود، حوزهای که مواد درسیاش، کتابهای آموزشیاش، برنامه امتحاناتش و حتی شرایط گزینشش (طبق آنچه تحت عنوان «آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی» در همان شورای عالی فرهنگ نیز به تصویب رسید) در جای دیگر تنظیم شده و به آن ابلاغ گردیده بود، نه تنها یک حوزه علمیه مستقل نبود بلکه حتی یک نهاد آموزشی مستقل نیز به حساب نمیآمد.
از آنجا که تن دادن به این طرح قطعا مساوی با از بین بردن حیات معنوی و نیز بر هم زدن استقلال همه جانبه حوزه علمیه بود، لذا زعمای حوزه و اندیشمندان و آیندهنگران روحانی بنای مخالفت با این طرح را گذاردند و با همت والایی که از خود نشان دادند، نگذاشتند رژیم پهلوی به امیال پلید خود دست یازد و این توطئه را پس از طی مراحلی ناکام ساختند.
در این بین حضور آیتالله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی(ره) در مخالفت با این توطئه ازهمه عیانتراست. در سالهای پس از تبعید امامخمینی(ره) به ترکیه و عراق (1343)، رژیم پهلوی که جرأتی در خود دیده بود طی سالهای 1345 تا 1350 حوزه علمیه قم را محل تاخت و تاز و اجرای این طرح قرار داد. آیتالله العظمی گلپایگانی یگانه عالم متعهد و وظیفهشناسی بود که تنها رادع و مانع رژیم در موفقیت همهجانبه این توطئه محسوب میشد. ایشان عملا و علنا مخالفت خود را اظهار میداشت و حتی به منظور جلوگیری از بهانهیابیهای رژیم، خود رأسا اقدام به برگزاری امتحانات از طلاب علوم دینی کرد.
متن آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی و نیز متن برنامه دوره تحصیلی آن، که در تاریخ اول دی ماه 1342 در شورای عالی فرهنگ تصویب و از سوی خانلری (وزیر فرهنگ وقت) ابلاغ شده است به شرح زیر میباشد:
آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی
ماده 1. طلاب علوم دینی کسانی هستند که طبق برنامه مصوب شورای عالی فرهنگ به تحصیل علوم دینی اشتغال دارند.
ماده 2. تحصیلات طلاب علوم دینی به سه دوره تقسیم میشود.
الف) دوره مقدماتی ب) دوره سطح ج) دوره خارج
الف) دوره مقدماتی شامل سه سال است (طبق برنامهای که از طرف شورای عالی فرهنگ به تصویب خواهد رسید).
ماده 3. کسانی میتوانند وارد دوره مقدماتی شوند که حداقل دارای گواهینامه سال ششم ابتدایی باشند.
تبصره 1. اشخاصی که فعلا در دوره مقدماتی به تحصیل اشتغال دارند ولی فاقد گواهینامه سال ششم ابتدایی میباشند در صورتی میتوانند وارد دوره (سطح) شوند که سال ششم ابتدایی را امتحان دهند و به اخذ گواهینامه نائل گردند.
ب) دوره سطح شامل چهار سال است (طبق برنامهای که از طرف شورای عالی فرهنگ به تصویب خواهد رسید).
ماده 4. کسانی میتوانند در دوره سطح تحصیل نمایند که در امتحانات دوره مقدماتی توفیق حاصل نموده باشند.
ماده 5. طلاب مشمولی که در دوره سطح به تحصیل اشتغال دارند میتوانند تا پایان سن 25 سالگی از معافیت تحصیلی استفاده کنند.
صدور معافیت موقت تحصیلی این قبیل مشمولین موکول به تسلیم گواهی اشتغال به تحصیل به امضای دو نفر از مدرسین سطح مورد اعتماد فرهنگ مربوط خواهد بود.
ماده 6. طلاب مشمول خدمت نظام وظیفه که سن آنان از 25 سال تجاوز نماید مکلفاند در اردیبهشت ماه سال 1343 در امتحانات مربوطه شرکت نمایند و در صورت توفیق ارتقا به کلاسهای سوم، چهارم برای آنان کارت معافیت موقت تحصیلی صادر خواهد شد، مشروط بر آنکه تا خاتمه تحصیل دوره سطح مردود نشوند.
ماده 7. طلاب مشمولی که بیش از دو سال در یک پایه توقف نمایند نمیتوانند برای سومین سال از معافیت تحصیلی استفاده کنند و باید به اداره نظام وظیفه معرفی گردند.
ماده 8. امتحانات سال آخر دوره مقدماتی و هر یک از سالهای تحصیلی دوره سطح در اردیبهشت ماه هر سال زیر نظر نماینده وزارت فرهنگ برابر با برنامه مصوب شورای عالی فرهنگ در حوزههای علمی که از طرف وزارت فرهنگ معین میشود انجام میگیرد.
تبصره 2. فهرست مشخصات و ریزنمرات کلیه داوطلبان که به امضای مدرسین و نمایندگان وزارت فرهنگ رسیده باشد باید به اداره کل بازرسی و اداره امتحانات و اداره فرهنگ محل برای ثبت و اقدام متقضی ارسال گردد.
ج) دوره خارج
ماده 9. کسانی میتوانند در دوره تحصیلی خارج به تحصیل اشتغال ورزند که از عهده امتحانات مقرر دوره سطح برآمده باشند.
ماده 10. وزارت فرهنگ برای طلاب مشمول خدمت نظام که فعلا دوره خارج را تحصیل مینمایند یا در آینده طبق مقررات به دوره خارج میرسند، با گواهی دو تن از مدرسین دوره خارج تا شش سال حداکثر معافیت تحصیلی صادر خواهد نمود.
آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی در ده ماده و دو تبصره به شرح فوق در هزار و شصت و دومین جلسه شورای عالی فرهنگ مورخ اول دی ماه 1342 مورد رسیدگی و تصویب قرار گرفت. صحیح است به موقع اجرا گذارده شود.
وزیر فرهنگ – دکتر خانلری
در این آئیننامه که تنها چند ماه پس از قیام تاریخی 15 خرداد 42 به تصویب رسید، نکاتی در خور توجه است:
1. ماده اول تنها کسانی را طلاب علوم دینی میدانست که طبق برنامه مصوب شورای عالی فرهنگ به تحصیل اشتغال داشتهاند بنابراین کسانی که طبق روال متداول در حوزههای علمیه تحصیل میکردند، پس از اجرای این آئیننامه دیگر از طلاب علوم دینی محسوب نمیشدند و این اولین و مهمترین شرط برای زیر پوشش گرفتن حوزههای علمیه و اضمحلال استقلال آنها بود.
2. ماده دوم ورود به دوره مقدماتی حوزه را مشروط به داشتن گواهینامه سال ششم ابتدایی آموزش و پرورش کرده بود. در تبصره این ماده شرط یاد شده حتی در دوره سطح حوزه نیز به نحوی ملحوظ شده بود.
از آنجا که در آن سالها طلاب حوزههای علمیه رغبتی به تحصیلات دروس جدید نشان نمیدادند و حتی برخی خواندن و نوشتن را نیز از حوزه شروع میکردند، لذا شرط داشتن گواهینامه ششم ابتدایی مانعی برای طلبه شدن و طلبه باقی ماندن بخشی از حوزویان محسوب میشد.
3. ماده پنجم آئیننامه فوقالذکر استفاده از معافیت تحصیلی طلاب را به تسلیم گواهی اشتغال به تحصیل از سوی دو نفر از مدرسین مورد اعتماد رژیم منوط کرده بود و از این طریق اهرم فشار دیگری را علیه طلاب حوزه اعمال میکرد که بر اساس آن گاه که آنان را مخالف رژیم و اهل مبارزه یافتند با تحت فشار قرار دادن مدرسین معتمد خود، اینگونه طلاب را از دریافت معافیت تحصیلی محروم سازند.
4. امتحانات حوزههای علمیه بر اساس ماده هشتم طبق برنامه مصوب شورای عالی فرهنگ و زیر نظر نماینده وزارت فرهنگ انجام میشد! و بر این اساس هم برنامه امتحانی و هم مجری و ناظر آن از بیرون حوزه بر آن تحمیل میشد! بنابراین براساس این آئیننامه، طلابی طالب علوم دینی بودند که میبایست هم طبق برنامه وزارت فرهنگ تحصیل کنند و هم طبق برنامه آن وزارت امتحان دهند والا طلبه نخواهند بود!!
5. در تبصره ماده هشتم تصریح شده است که فهرست مشخصات طلاب میباید به اداره کل بازرسی، اداره امتحانات و اداره فرهنگ محل برای ثبت و اقدام مقتضی ارسال گردد. با توجه به اسناد ارتباط تنگاتنگ ساواک و آموزش و پرورش در این خصوص، قطعا ارسال مشخصات طلاب به ساواک و حتما از آن طریق به شهربانی و ژاندارمری را در برنامه خود داشتند تا پس از آن درباره طلاب انقلابی اقدام مقتضی انجام دهند.
گرچه نکات دیگری در این آئیننامه تأملانگیز است – نظیر ماده دهم که معافیت تحصیلی را در دوره خارج حداکثر تا شش سال صادر میکند و پیش از آن اجازه تحصیل به طلاب نمیدهد – لیکن به جهت جلوگیری از اطاله کلام این بحث پایان میپذیرد و متن برنامه دوره تحصیلات طلاب علوم دینی بررسی میشود.
برنامه دوره تحصیلات طلاب علوم دینی
الف) دوره مقدماتی (سال اول)
قرآن: قرائت تمام قرآن مجید با تجوید و ترجمه نیم جزء آخر قرآن
فارسی: قرائت املاء و انشاء در حدود سال اول متوسطه.
صرف و نحو: صرف در حدود صرف میر، نحو در حدود عوامل ملامحسن.
فقه: عبادت در حدود مختصر نافع
ریاضیات: حساب: چهار عمل اصلی و اعشار و سلسله متری در حدود کلاس اول متوسطه، هندسه تا آخر سطح در حدود دوره ابتدایی
جغرافیا: یک مثلث از کلیات جغرافیا که در دوره اول متوسطه تدریس میشود.
تاریخ: تاریخ ایران قسمت قبل از اسلام مطابق با آنچه در دوره اول متوسطه تدریس میشود.
(سال دوم)
قرآن: ترجمه یک جزء آخر قرآن
فارسی: قرائت و املاء و انشاء فارسی در حدود سال دوم متوسطه
عربی: صرف در حدود تصریف، نحو در حدود هدایه
فقه: وقف، نذر، عهد، سوگند، بیع، رهن و اجاره در حدود مختصر نافع
ریاضیات: حساب در حدود اول متوسطه، هندسه، مساحت اجرام بدون ذکر دلیل
جغرافیا: ثلث دوم از کلیات جغرافیا در حدود دوره اول متوسطه
تاریخ: تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آغاز صفویه در حدود اول متوسطه
(سال سوم)
قرآن: حفظ جزء آخر قرآن
فارسی: قرائت و املاء و انشاء فارسی در حدود سال سوم متوسطه
صرف و نحو: صرف و نحو عربی در حدود سیوطی
فقه: بقیه ابواب فقه در حدود مختصر نافع
ریاضیات: حساب و هندسه مراجعه به مواد دو سال قبل با توضیحات بیشتر
جغرافیا: ثلث سوم از کلیات جغرافیا در حدود دوره اول متوسطه
تاریخ ایران: از آغاز دوره صفویه تا زمان حاضر در حدود دوره اول متوسطه
منطق: در حدود کبری
تبصره 1. امتحان سال آخر دوره مقدماتی (منظور در ماده 8 آئین تحصیلات طلاب علوم دینی) از تمام مواد سه ساله به عمل خواهد آمد و کسانی در امتحان قبول خواهند شد که نمره هر یک از مواد کتبی آنها از 7 و هر یک از مواد شفاهی آنان از 10 کمتر نباشد.
تبصره 2: امتحان قرآن و قرائت فارسی فقط شفاهی و امتحان دیکته و انشاء فقط کتبی است. از سایر مواد هم امتحان کتبی و هم امتحان شفاهی به عمل خواهدآمد.
تبصره 3: داوطلب در صورتی که تا چهار ماده از مواد کتبی و شفاهی در امتحان اردیبهشت کمتر از 7 داشته باشد، میتواند در امتحانات شهریور همان سال آن مواد را مجددا امتحان بدهد و شرط ارتقا به دوره سطح آن است که هر یک از نمرههای تجدیدی به حد نصاب قبولی برسد.
ب) دوره سطح (سال اول)
تفسیر: مقدمات تفسیر در حدود مقدمات تفسیر مجمعالبیان
فارسی: قرائت و املاء و انشاء در حدود کلاس چهارم متوسطه ادبی
عربی: صرف در حدود شرح نظام با مباحث جمع مکسر، نحو، باب اول از مغنیاللبیب
قرائت: قرائت و ترجمه چند خطبه مختصر از خطب و کلمات حضرت رسول اکرم(ص) و نهجالبلاغه، ترجمه عبارتی ساده از عربی به فارسی و فارسی به عربی
فقه: مباحث عبادات در حدود شرایع
اصول: از اول تا مباحث عام و خاص در حدود کتاب معالم
منطق: از اول حاشیه ملا عبدالله تا مباحث قضایا (یا کتابی در حدود آن)
تاریخ اسلام: از ظهور اسلام تا اول خلافت بنیعباس در حدود دوره دوم متوسطه ادبی
تاریخ طبیعی: زمینشناسی، گیاهشناسی، حیوان شناسی به اختصار
(سال دوم)
تفسیر: دو جزء قرآن در حدود مجمعالبیان
فارسی: قرائت و املاء و انشاء در حدود کلاس پنجم متوسطه ادبی
عربی: صرف، بقیه مباحث صرف در حدود شرح نظام، نحو، ابواب دوم و سوم و چهارم مغنیالبیب
قرائت: چند خطبه از خطب رسول اکرم (ص) و نهجالبلاغه، ترجمه از عربی به فارسی و فارسی به عربی
فقه: مباحث عقود در حدود کتاب شرایع
اصول: بقیه مباحث اصول در حدود کتاب معالم
منطق: بقیه حاشیه ملا عبدالله یا کتابی در حدود آن
تاریخ: تاریخ اسلام از خلافت بنیعباس تا عصر حاضر در حدود دوره دوم متوسط ادبی
فیزیک و شیمی: تعریفات و اصطلاحات
(سال سوم)
تفسیر: تفسیر قسمتی از آیات احکام
فارسی: قرائت و املاء انشاء در حدود کلاس ششم متوسطه ادبی
عربی: معانی و بیان در حدود کتاب مختصر تفتازانی
فقه: مباحث طلاق و میراث در حدود شرح لمعه
اصول: مباحث لفظیه و اوامر و نواهی در حدود قوانین
کلام: در حدود باب حادی عشر
منطق: در حدود منطق شرح منظومه
درایه: در حدود کتاب درایه شهید ثانی
(سال چهارم)
تفسیر: تفسیر قسمتی از آیات احکام
فارسی: قرائت گلستان سعدی و باب اول و دوم از کتاب کلیله و دمنه و دیکته و انشاء
عربی: بدیع در حدود مختصر تفتازانی
فقه: مکاسب محرمه در حدود مکاسب شیخ انصاری
اصول: قسمتی از ادله عقلیه در حدود فرائد شیخ انصاری
فلسفه: مباحث امور عامه در حدود شرح منظومه حاجی سبزواری
هیأت: یک دوره هیأت مختصر در حدود دوره دوم متوسطه ادبی با توجه و تطبیق با اصلاحات هیأت قدیم
تبصره1. مفاد تبصره دو و سه ذیل دوره مقدماتی در امتحان سال چهارم دوره سطح نیز مراعات خواهد شد.
تبصره2. خواندن کتبی که در برنامه فوق نام برده شده است الزامی نیست و میتوان کتب دیگری که در همان حدود باشد امتحان داد و مخصوصا داوطلبان اهل سنت در فقه و اصول میتوانند فقه و اصول را مطابق مذهب خود از کتبی در همان حدود امتحان بدهند.
ج) (دوره خارج)
چون تدریس کتب و مواد دوره خارج بسته به نظر مدرس مربوطه میباشد، بنابراین وزارت فرهنگ حداکثر تا شش سال متوالی نسبت به صدور برگ معافی طلاب مشمولی که در دوره خارج به تحصیل اشتغال دارند برابر ماده 10 آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی اقدام خواهد کرد مشروط بر اینکه طلاب مزبور دارای گواهی اشتغال به تحصیل از یکی از مدرسین خارج باشند.
برنامه دوره تحصیلات طلاب علوم دینی به شرح فوق در هزار و شصت و دومین جلسه شورای عالی فرهنگ مورخ اول دی ماه 1342 مورد رسیدگی و تصویب قرار گرفت. صحیح است به موقع اجرا گذارده شود.
وزیر فرهنگ – دکتر پرویز خانلری
با تأملی در مواد تحصیلی که در یک دوره سه ساله مقدماتی، یک دوره چهار ساله سطح و یک دوره شش ساله خارج تنظیم شده بود به خوبی می توان فهمید که هدف اصلی طراحان این برنامه تهی کردن حوزههای علمیه از برنامههای عمیق درسی خود بود. این امر به خصوص در دوره سطح برنامه مورد بحث به روشنی نمایان است.
کسانی که با دروس حوزههای علمیه آشنایی دارند میدانند که مهمترین مباحث دوره سطح را اصول و فقه نیمه استدلالی تشکیل میدهد. در علم اصول فقه، ابواب مختلف کتاب رسائل مرحوم شیخ انصاری(ره) و کفایه مرحوم آخوند خراسانی(ره) و در فقه کتاب لمعتین مرحوم شهید اول و مکاسب مرحوم شیخ انصاری(ره) مهمترین کتابهای کنونی دروس حوزه میباشند. با این حال در برنامه تنظیمی وزارت فرهنگ رژیم شاه از کتاب رسائل باب ادله عقلیه (حدود یک پنجم کتاب) از لمعتین، تنها کتاب طلاق و کتاب ارث (حدود یک دهم آن) و از کتاب مکاسب تنها مبحث مکاسب محرمه (حدود یک پنجم آن) برگزیده شده بود و مابقی ابواب این کتابها به همراهی تمام کتاب کفایه از متن دروس حوزه حذف شدند. بر اساس این برنامهریزی به خوبی مشخص بود که اگر طلبهای با این کیفیت پایین تحصیلی به دروس سطح و خارج حوزه قدم میگذاشت عملا توانایی قدرت استنباط علمی مباحث از او سلب میشد و چون در مقطع دروس خارج نیز تنها شش سال فرصت ادامه تحصیل داشت، در این صورت حوزه علمیه نه تنها از پرورش مجتهدانی عالی مقام باز میماند بلکه حتی از تحویل عدهای فاضل و آشنای به مبانی فقهی اسلام نیز عاجز میشد!
نظام تحصیلی حوزه از دیرباز عموماً تنها نیل طلاب به مقام رفیع اجتهاد را هدف خود قرار داده بود و این روش دقیقاً برخلاف دروس کلاسیک دانشگاهها بود که منوط به گذراندن دورههایی خاص با کتابهایی خاص و در مدت زمان نسبتاً مشخص انجام میشود.
نیاز به مطالعه عمیق و دقیق دروس حوزوی در دوره سطح و سپس حضور مستمر در دروس خارج فقه و اصول (نه فقط شش سال، بلکه بنا به فراخور استعداد توان و ممارست طلاب) و بالاخره مطالعه فراوان و تسلط بر مبانی لازم، یک روش کاملاً کار آمد و مجتهدپرور در طول سالیان دراز محسوب میشد لیکن با برنامه تنظیمی وزارت فرهنگ رژیم شاه، به کلی باب اجتهاد بسته میشد و طلاب حوزه نیز مانند دانشجویان دانشگاهها که عموما با انباشتهای از حفظیات سروکار داشتند، با گذراندن چند سال دروس کلاسیک، فارغالتحصیل میشدند و الزاما میبایست از تحصیلات حوزوی خویش فاصله میگرفتند.
بنابراین هرکس که با نظام مجتهدپرور حوزوی آشنایی مختصری داشت به سادگی متوجه میشد که هدف رژیم شاه از تدوین آئیننامه تحصیلات طلاب علوم دینی چیزی جز از هم پاشیدن حوزههای علمیه نبود.
به هر حال در اوایل سال 1345 دولت برنامه تحصیلی طلاب علوم دینی را – که خود تنظیم کرده بود – برای مراجع عظام تقلید فرستاد و از آنان خواست به این برنامه عمل کنند.
مرحوم آیتاللهالظمی گلپایگانی(ره) در ابتدا سال تحصیلی آن سال، از طلاب حوزه امتحان به عمل آوردند و عملا به دولتیان فهماندند که برنامه امتحانات طلاب به ایشان مربوط است نه به آموزش و پرورش. سپس در تاریخ 16 /9 /45 به هنگام تعطیلی دروس حوزه به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان سخنانی ایراد کردند و پرده از این توطئه موذیانه برداشتند: «در حال حاضر از طرف آموزش و پرورش خواستهاند امتحاناتی از طلاب بگیرند، لیکن ما قبول نکردیم تا اینکه با وزیر آموزش و پرورش تماس گرفتم و گفتم شما نباید در این مورد دخالتی داشته باشید چون درس شما برای ساختن هواپیما و خیابانسازی و دیگر مادیات به کار میرود ولی درس ما برای معنویات و زنده نگه داشتن روح مردم مسلمان است، در این صورت درس ما با درس شما غیرقابل مقایسه است، و ایشان نیز ظاهرا قبول کردند... و البته بنده به مقتضیات زمان اقدامات لازم را انجام خواهم داد، بنابراین شما از هیچ طرف ناراحتی نداشته باشید و به کار خود مشغول باشید.»
پس از آن ایشان نامهای به محمدرضا پهلوی نوشت و در آن ضمن گلهمندی از اوضاع مذهبی کشور و برشماری برخی اقدامات ضد دین و قرآن و مسلمانی درباره توطئه امتحانات طلاب چنین نگاشت: «... در ایامی که ماه رمضان در پیش بود و آقایان طلاب بر حسب معمول برای تبلیغ مسافرت مینمایند و مردم از آنها دعوت نموده و در انتظار هستند، زمزمههایی آغاز شده از قبیل اعلان برنامه و امتحان طلاب از طرف وزارت آموزش و پرورش و دخالت اداره اوقاف در مدارس دینیه و بعضی شئون روحانیت... فعلا که مملکت احتیاج به احضار و اعزام تمام مشمولین ندارد و جمعی را به عناوین مختلفه معاف میکنند و عده مشمولین طلاب هم معتنیبه نیست، به اسم نظام وظیفه در برنامه و تحصیلات طلاب که تحت نظر مراجع شیعه انجام میشود مداخله مینمایند.
در دانشگاهها و دانشکدهها که با بودجه دولت اداره میشود گواهی اساتید معتبر و وزارت آموزش و پرورش در برنامه و تحصیلات آنها نظاره ندارد، لیکن گواهی اساتید حوزههای علمیه که هیچ توقع مالی از دولت ندارند و در نظر تمام مقامات اسلامی و مسلمانان دنیا معتبر و با ارزش است، مردود و غیر معتبر میدانند...»
این اعتراضها مؤثر واقع نشد و رژیم طاغوت که از این طرح اهداف بالاتری را دنبال میکرد به برنامه خود ادامه داد.
به هر حال در ابتدای سال 1346 اداره آموزش و پرورش شهرستان قم با صدور اطلاعیهای طلاب حوزه را به ثبت نام و شرکت در امتحانات دعوت کرد و متعاقب آن نامه ذیل را به حوزه علمیه فرستاد:
حوزه محترم علمیه قم 163-8 /1 /46
چون مقرر است که آئیننامه برنامه تحصیلی طلاب علوم دینی به موقع اجرا گذاشته شود و در اردیبهشت ماه 46 از داوطلبان امتحان به عمل آید، طرح سؤال و امتحانات مربوطه نیز به وسیله مدرسین محترم آن حوزه به عمل خواهد آمد و در قبول و رد طلاب، نظر آنان مؤثر است و این اداره جز نظارت دخالت دیگری ندارد لذا خواهشمند است دو نفر از مدرسین دوره سطح مورد اعتماد آن حوزه را به این اداره معرفی میفرمایید تا نسبت به تنظیم و اجرای برنامه امتحانات با ایشان تبادل افکار نموده و امتحانات مورد نظر به بهترین وجه با تشریک مساعی آن حوزه و این اداره انجام پذیرد.
رئیس اداره آموزش و پرورش قم، کاظم بیگی
علیرغم گذشت مدتی از الصاق آگهی وزارت آموزش و پرورش در مدرسه فیضیه، نهتنها هیچ یک از طلاب حوزه جهت ثبت نام اقدام نکردند بلکه عدهای با پاره کردن آگهی مربوطه و بعضی نیز با سرودن اشعاری در این باره و الصاق آن به در و دیوار فیضیه با این توطئه مقابله و مخالفت کردند.
یکی از روحانیون انقلابی اشعاری به شرح زیر در این زمینه سروده است:
باز میخواهند از نو فتنهای بر پا کنند
بر علیه ما دوباره نقشهای اجرا کنند
این سفیهان تازه میخواهند از ما امتحان
باید اندر مرگ خود تعبیر این رویا کنند
امتحان نبود قفس باشد برای صید ما
سلب آزادی زما این قوم بیپروا کنند
چون نمیفهمند چیزی جز ستم، بر ما سزد
آزماییم علمشان نی امتحان از ما کنند
با وجود این مراجع از کمال احمقی است
آنکه مشتی بیسرو پا امتحان ما کنند
ما به خون خویشتن هر ساله دادیم امتحان
حاجتی نبود که دیگر امتحان از ما کنند
از کماندوهای روز عید، خود جویا شوید
تا شما را از فداکاری ما آگاه کنند
وز مسلسلهای روز نیمه خرداد پرس
تا تو را از سینه صد چاک ما دانا کنند
زان همه جلاد و از شلاق زندانها بپرس
تا شما را واقف از ایمان و صبر ما کنند
پس ز سربازی کجا ترسند سربازان دین
فوق سربازی بگو اینها کجا پروا کنند
ما به دنیا امتحان علم و تقوی دادهایم
حاش لله آنکه ما را چاکر درگاه کنند
وای کاینک بیشه را از شیر خالی دیدهاند
کاین چنین احکام قرآن یک به یک الغا کنند
یا رب اینها را ز خواب جهل خود بیدار کن
تا مگر اندیشه اندر کیفر فردا کنند
***
ساواک قم در انعکاس عدم استقبال و مخالفت مراجع و طلاب حوزه علمیه قم، گزارشهایی به مرکز مینویسد. این سیر تا سال 1350 ادامه داشت و حوزه علمیه بدون توجه به اقدامات رژیم پهلوی خود رأسا امتحانات را برگزار میکرد و رژیم نیز به وسیله آموزش و پرورش قم همه ساله به این امید واهی که امتحاناتش با استقبال حوزویان مواجه شود یا مراجع عظام سرانجام خسته شوند و کوتاه بیایند، برنامه امتحانات خود را دنبال میکرد، لیکن علیرغم گمان آنان نه حوزه علمیه و مراجع و علمای تراز اول مسئولیتپذیر و آیندهنگر کوتاه میآمدند و پذیرای این ننگ برای حوزه علمیه قم میشدند و نه طلاب آگاه و وظیفه شناس که حکم تحریم مراجع را درباره آن امتحانات به جان و دل خریده بودند استقبالی از این امتحانات به جان و دل خریده بودند استقبالی از این امتحانات فرمایشی به عمل میآورند. البته همه ساله بودند تعداد اندکی که یا تطمیع میشدند یا آلت دست قرار میگرفتند و بدون توجه به رسالت الهی خویش پا در این وادی آلوده میگذاردند، لیکن تعداد آنان هیچگاه به مقدار در خور توجهی نمیرسید.
در سال 1350 رژیم پهلوی که میدید با گذشت چند سال از اجرای برنامه امتحانات طلاب، هنوز هیچ پیشرفتی در این امر حاصل نکرده است، لذا مجددا باب مذاکره را با آیات عظام قم باز میکند و آنچه به عنوان «برنامه دوره تحصیلات طلاب علوم دینی» و آئیننامه آن از قبل تنظیم کرده بود پس از انجام تغییراتی برای مراجع عظام میفرستد و نظر آنان را درباره اجرای آن جویا میشود. عدم استقبال مجدد مراجع تقلید قم از طرح پیشنهادی دولت درباره امتحانات طلاب باعث شد این امر نتیجهای برای رژیم پهلوی در بر نداشته باشد و آنان به تدریج بفهمند برنامههایی که رژیمهای سعودی و مصر در حوزههای علمیه کشورشان اجرا میکنند، در ایران اسلامی جایگاهی ندارد و علمای شیعه و مراجع عظام تقلید هوشیارتر از آن هستند که با دست خود تیشه به استقلال حوزه بزنند و نهالی را که طی سالیان دراز با خون دل خوردن بزرگانی نظیر مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری(ره) و مرحوم آیتالله العظمی بروجردی(ره) رشد کرده، عظمت یافته و ثمر داده است، در اختیار کسانی قرار دهند که نه از دین چیزی میفهمند نه از علوم اسلامی بهره بردهاند و نه درکی از روحانیت و شئون لازمه آن دارند.
فصلنامه 15 خرداد، سال چهارم، شماره 11، بهار 1386
تعداد بازدید: 3757