فاطمه دفتری
یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران حمله چتربازان و کماندوها به دانشگاه تهران در اول بهمن 1340 است. در این روز دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به تداوم تعطيلي مجلس شوراي ملي ـ که به پيشنهاد دکتر علي اميني نخستوزير و توسط شاه منحل شده بود ـ و عدم برگزاري انتخابات آزاد، هواداري از خواستههاي جبهه ملي، اعتراض به اخراج پانزده هوادار جبهه ملی از دبیرستانهای دارالفنون و مروی به دلیل فعالیتهای سیاسی(1) و نیز ابراز همدردی با دانشجویان دانشسرای عالی که در اعتراض به قطع کمک هزینه تحصیلی خود در کلاسها حاضر نشده بودند، از رفتن به کلاسهای درس خودداری کردند و نزديک ظهر در قسمت جنوبي دانشگاه تجمع نمودند و تصمیم گرفتند به صورت دستهجمعی از دانشگاه خارج شوند و در خیابانهای مرکز شهر تهران تظاهرات نمایند. این تصمیم دانشجویان با مخالفت نیروهای انتظامی مواجه شد.(2)
دانشجویان که در تصمیم خود مبنی بر خروج از دانشگاه و کشیدن تظاهرات به خیابانها اصرار داشتند، برای شکستن سدهای خروج از دانشگاه با نیروهای پلیس درگیر شدند. اما ناگهان با هجوم نیروهای چترباز مواجه شدند که به سرعت وارد محوطه دانشگاه و ساختمان دانشکدهها شدند.
در حمله کماندوها و چتربازان، که فرماندهی آن را سروان منوچهر خسروداد بر عهده داشت(3) صدها تن از دانشجویان داخل کلاسها و دانشکدهها به وسیله قوای مسلح مضروب و مجروح شدند و در این بین دانشآموزی به نام مهدی کلهر کشته شد. به ساختمان دانشکدهها و کلاسها و کتابخانهها و آزمایشگاهها نیز خسارات سنگینی وارد آمد. به طوری که دکتر احمد فرهاد، خسارات وارد شده به دانشگاه را جبرانناپذیر اعلام کرد و گفت: در نتیجه این حمله آزمایشگاهها و بسیاری از وسایلی که مجامع و محافل علمی کشورهای جهان به دانشگاه تهران هدیه داده بودند، از بین رفته است.(4)
در اعتراض به این اقدام، رئیس دانشگاه و روسای دوازده دانشکده استعفا کردند. دکتر احمد فرهاد در استعفانامه خود آورده بود: هیچگاه چنین خشونت، سادیسم، شرارت و دشمنی با علم و هنر را از سوی نیروهای دولتی ندیده و نشنیده بودم. سربازان جنایتکار به برخی دختران در داخل کلاسها حمله کردند. ما به هنگام بازرسی ساختمانهای دانشگاه با شرایطی مواجه شدیم که گویی ارتشی از بربرها به خاک دشمن حمله کردهاند.(5)
آیتالله بهبهانی نیز بعد از شنیدن خبر این واقعه طی تلگرافی به شاه از وحشیگریهایی که علیه فرزندان این آب و خاک صورت گرفته بود گلایه نمود و خواهان بازگشایی مجلس و انتخابات آزاد شد.(6)
به دنبال این جنایت رعب و وحشت بر شهر تهران حاکم شد و صدها تن از بازاریان و کسبه و محصلان و معلمان و استادان دانشگاه بازداشت شدند. موجی از اعتراض و تظاهرات شهرهای عمده ایران را فرا گرفت و خیلی زود دامنه آن تا خارج از کشور گسترش یافت. در شهرهای پاریس، کلن، مونیخ، هامبورگ، لندن، وین، نیویورک و سایر شهرهای مهم اروپا و آمریکا صدها و هزاران تن از دانشجویان ایرانی نسبت به فجایع رخ داده ابراز تنفر نمودند.(7)
علی امینی بلافاصله پس از وقوع حادثه اعلام کرد که هیچ رابطهای با این سرکوب ندارد(8) و طی تلگرافی به دکتر فرهاد، رئیس دانشگاه تهران، نوشت: «... بر جنابعالی و استادان محترم دانشگاه بوده که در تأمین آسایش خیال دانشجویان و تأمین آرامش در محیط دانشگاه و راحتی خیال اقوام و بستگان آنها از کلیه امکانات موجود استفاده و برای حصول آن با دولت مساعدت و کمک میفرمودید... به هر حال چون این واقعه از جهت دولت امری است بینهایت مهم و با سرعت هر چه تمامتر باید ریشه فساد پیدا شود و برای همیشه نابود گردد، دستور دادم کمیسیونی برای رسیدگی به این امر مهم مشغول کار شود و مسئولین این واقعه را هر چه زودتر مشخص و معرفی نماید... انتظار دولت این است که با مأمورین تحقیق نهایت مساعدت و معاضدت را در روشن شدن صریح و صحیح امر بنمایید.»(9)
روز بعد از حادثه منزل سپهبد بختیار به وسیله دوستان وی که به نخستوزیری مشارالیه اطمینان حاصل نموده بودند، گلباران شد. علی امینی پس از اطلاع از این مسئله در دیدار با محمدرضا پهلوی خواهان بازداشت تیمور بختیار به عنوان عامل و محرک اصلی اغتشاش دانشگاه تهران شد. اما محمدرضا پهلوی با این درخواست موافقت نکرد و تنها اجازه خروج او از ایران را داد. شاه که خود نیز از وجود تیمور بختیار و قدرتی که از رهگذر ریاست ساواک کسب کرده بود، بیمناک بود، بهانه لازم را به دست آورد و در دیدار با تیمسار بختیار به وی تکلیف کرد برای مدتی از کشور خارج شود. تیمور بختیار در پی دریافت این دستور به ایتالیا رفت.(10) همچنین چند تن از سران جبهه ملی و عدهای نظیر فتحالله فرود، اسدالله رشیدیان و صادق بهداد، که گفته میشد واقعه دانشگاه با زمینهسازیهای قبلی این افراد جهت وادار ساختن دکتر امینی به استعفا صورت پذیرفته است، بازداشت شدند. در روز 9 بهمن نیز برخي از اعضاي جبهه ملي همچون داريوش فروهر، غلامحسين صديقي، کريم سنجابي، شاپور بختيار، زيرکزاده، حسيبي، آذر، اميرعلايي و خنجي بازداشت شدند.
نهضت آزادی در روز پنجم بهمن ماه اعلامیه ویژهای انتشار داد و طی آن مردم را از چگونگی حمله به دانشگاه تهران آگاه ساخت. در قسمتهایی از این اعلامیه آمده بود: «به این ترتیب قریب به ششصد نفر مجروح شدند و در بیمارستانهای پهلوی، سینا، فارابی، شیر و خورشید سرخ و بیمارستان شهربانی بستری شدند که حال بعضی از آنها همچنان وخیم است… استادان و اولیای دانشگاه را وسیله ضرب و شتم و مورد اهانت قرار دادند، اتومبیلهای آنان را به قصد تخریب واژگون کردند، درها و پنجرهها و شیشهها را شکستند، در آزمایشگاهها و کتابخانهها و اتاقها و دفاتر دانشکدهها، وسایل علمی و فنی را ریختند و شکستند… بعضی از مأمورین محتویات جیب و کیف دانشجویان از قبیل ساعت و پول و نظایر آن را عنفاً تصرف کردند... .» در این اعلامیه این سوال مطرح شده بود که: هرگاه مأمورین انتظامی - فرضاً - برای گوشمالی دانشجویان مقصر، حریم و حرمت و استقلال دانشگاه را شکستهاند، چرا با در و پنجره و لابراتوار و وسایل گرانقیمت دانشگاه در افتادهاند؟ آیا ماشین تحریر دفتر دانشکده هم آزادیخواه بود؟
نهضت آزادی در ادامه اعلامیه خود منشا فجایع و حادثه اول بهمن ماه و تظاهرات متعاقب آن و قتل دانشآموزان را کسانی معرفی کرد که قوای انتظامی را رهبری و سرپرستی میکردند.(11)
بسياري معتقدند موضوع حمله به دانشگاه تهران با دستور مستقيم شاه و به منظور ساقط کردن دولت علي اميني بوده، زیرا شاه، اميني را به واسطه حمايتي که آمريکا از وي ميکرد، رقيب خود ميدانست. عاملان اجرای این عملیات را نیز سپهبد تيمور بختيار، اسدالله رشيديان و فتحالله فرود معرفی میکنند که از دربار دستور گرفته بودند.(12)
سرانجام پس از مدتی تعطیلی دانشگاه، شورای دانشگاه تهران در روز 6 فروردین اعلامیهای منتشر و اعلام کرد که کلاسهای دانشگاه روز 15 فروردین 1341 دائر میشود.(13)
پینوشتها:
1- برخی منابع عده دانشآموزان اخراجی را دو نفر ذکر کردهاند. (فورن، جان، قرن انقلاب: جنبشهای اجتماعی در ایران، آمریکا: دانشگاه مینه سوتا، ص 144)
2- متین، افشین و آذری، ارسطو، کنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان خارج از کشور 1332- 57 ، تهران: مؤسسه نشر پژوهش شیرازه، 1378، ص 141؛ دلدم، اسکندر، اسرار زندان اوین، تهران: بهروز، 1375، ص 22
3- نیمه پنهان (سیماى کارگزاران فرهنگ و سیاست)، به کوشش : دفتر پژوهشهای کیهان، تهران: کیهان، 1381، جلد 13، ص 177
4- شوکت، حمید، کنفدراسیون جهانى محصلین و دانشجویان ایرانى (اتحادیه ملى) از آغاز تا انشعاب، تهران: 1378، ص 124
5- قرن انقلاب ، ص 144
6- کنفدراسیون، ص 141
7- سنجابی، کریم، جبهه ملى ایران در نخستین رویارویى با مسایل سازمانى (کنگره سال 1341)، بی نا، 1357، ص 21
8- قرن انقلاب، ص 144
9- اسنادی از جنبش دانشجویی در ایران، جلد اول (1329 تا 1357 هـ . ش)، گردآورنده: معاونت خدمات مدیریت و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380، ص 10۴
10- نیمه پنهان، جلد 13، ص 187
11- همان، ص 180
12- غلامرضا نجاتي، تاريخ سياسي 25 ساله ايران، تهران: رسا، جلد1، صص 188-194
13- روزنامه کیهان، شماره 5611 (06 /01 /1341)، ص 1
تعداد بازدید: 5897