توران منصوری
28 آبان 1396
از اولین اقدامات دولت اسدالله علم، اجرای مصوبه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود که پس از مخالفت علما و مراجع به رهبری امام خمینی، درصدد اجرای اصول ششگانه انقلاب سفید و برگزاری فراندوم برآمد.
در مصاحبههایی که با برخی از اهالی منطقه ورامین شده است در مورد مخالفت معلمان با انقلاب سفید آمده است: «معلمان مذهبی، نظر منفی و معلمان غیر مذهبی، نظر مثبت داشتند.» همچنین در مورد واکنش کشاورزان منطقه نیز گفته شده است: «عدهای از کشاورزان از برنامهها و اصلاحات رژیم از جمله انقلاب سفید شاه ناراضی بودند و با آنها مبارزه منفی داشتند و سعی میکردند با رژیم همکاری ننمایند.» در مورد شرکت مردم ورامین در رفراندوم ششم بهمن 1341 نیز باید گفت با توجه به تبلیغات حکومت پهلوی برای کشاندن مردم به پای صندوقهای رأی، برخلاف انتظار حکومت، بخش اندکی از مردم ورامین در انتخابات حضور داشتند. با توجه به آمار باقی مانده تنها در حدود پنج هزار نفر از مردم در این انتخابات شرکت کردند. این آمار با توجه به جمعیت ورامین در آن زمان، حاکی از شرکت درصد کمی از مردم است، زیرا مطابق آمارها، جمعیت مردم ورامین در سال 1345، نزدیک به 67 هزار و 245 نفر بوده است.[1]
امام خمینی در مخالفت با برنامههای حکومت پهلوی، در اواخر اسفند 1341، عید نوروز سال 1342 را تحریم و عزا اعلام کردند. حکومت نیز در مقابل، در اوایل فروردین 1342 با حمله به مدرسه فیضیه واکنش نشان داد، اما این اقدام نه تنها در سرکوبی مخالفان مؤثر واقع نشد، بلکه دامنه مبارزات علیه حکومت پهلوی از این به بعد افزایش یافت و ماه محرم سال 1383ق به آن سرعت بخشید.[2] شهربانی طی اعلامیهای هر گونه تظاهرات را ممنوع اعلام کرد.[3] در مقابل، امام خمینی نیز از سخنرانان و واعظان خواست تا مراسم محرم را هر چه باشکوهتر برگزار کنند و طی سخنرانیهایی که دارند اقدامات حکومت پهلوی علیه اسلام و استقلال کشور را نیز گوشزد سازند. در نتیجه سخنرانیای که امام خمینی در روز عاشورا، 13 خرداد 1342، در مدرسه فیضیه داشتند، سحرگاه 15 خرداد 1342 دستگیر و به تهران منتقل و زندانی شدند که به قیام مردم در بیشتر نقاط کشور از جمله شهر ورامین انجامید.[4]
تعزیه بنیاسد و کفنپوشان
هر سال در روز 12 محرم، در صحن امامزاده جعفر(ع) در پیشوای ورامین، تعزیه واقعه آمدن طایفه بنیاسد برای شناسایی و دفن شهدای کربلا برگزار میشود. در این مراسم، گروهی با لباسهایی به شیوه اعراب، با بستن چفیه بر سر، عبا بر دوش راهپیمایی میکنند. دستههای سینهزنی نیز آن هیئت را همراهی میکنند. دست برخی از اعضای تعزیه بنیاسد بیل یا کلنگی است و همه آنها با صدای آرام این نوحه را تکرار می کنند: «بنیاسد، بنیاسد، بیا رویم، بیا رویم، برای دفن شاه دین». مقصد هیئت، صحنه کربلاست که در اینجا صحنه کربلا، صحن امامزاده جعفر(ع) است. در طول مسیر نیز اجسادی از شهدا که با هنرمندی خاصی ساخته شدهاند، قرار دارد که دیدن آنها غم و اندوه اعضای هیئت را چند برابر میکند. سپس جوانی اسب سوار و نقابپوش از گوشهای از صحرا وارد میشود و در برابر هیئت قرار میگیرد و برای آنها سخنرانی میکند و در ادامه نام شهدا را یکی یکی ذکر میکند و با پایان سخنرانی از آنجا میرود. سپس اشعاری با صدای بلند در مورد مرگ و ناپیداری دنیا خوانده میشود و در پایان طایفه بنیاسد غمگیناند که چرا در روز عاشورا حضور نداشتند که به یاری امام حسین(ع) برخیزند.
مردم پیشوا، سناردک، کهنک، محمدآباد عربها و برخی روستاهای دیگر در روز 15 خرداد 1342 در صحن امامزاده جعفر(ع) در مراسم تعزیه بنیاسد شرکت کردند.[5]
در سخنرانیای که امام خمینی(ره) در روز عاشورا (13 خرداد 1342) در مدرسه فیضیه داشتند با انتقاد از حکومت پهلوی، آن را مخالف دین اسلام معرفی کردند. بعد از این سخنرانی بود که حکومت تصمیم به دستگیری ایشان گرفت. پخش خبر دستگیری امام موج مخالفت مردم شهرهای مختلف را به دنبال داشت.
در شهر ورامین نیز در مراسم تعزیه بنیاسد بود که ناگهان فردی به نام حاج حسن مقدس از راه رسید و در میان جمعیت قرار گرفت و فریاد زد: «امروز مرجع عالیقدر ما را گرفتند و به زندان انداختهاند. از سلاله حسین(ع) است، آیا میخواهید دست روی دست بگذارید؟» این سخنان شور خاصی بین مردم ایجاد و آنها را آماده حمایت از امام کرد.
در حسینیه حاج غلامعلی علیخانی در پیشوا نیز محمد تقی علایی مشغول روضهخوانی بود که با دریافت خبر دستگیری امام مردم را به رفتن به صحن امامزاده جعفر(ع) دعوت کرد. پس از جمع شدن جمعیت، حسن اردستانی جعفری اعلام کرد که برای گرفتن رادیو و تلویزیون و آزادی امام قصد حرکت به سمت تهران دارند؛ کسانی که آمادگی دارند، ساعت یک بعدازظهر در صحن امامزاده آماده باشند و کسانی که دوست دارند کفن پوشیده بیایند.[6]
ساعت یک بعدازظهر جمعیت زیادی که بخشی از آنها کفن پوشیده بودند در صحن امامزاده جعفر(ع) حاضر شدند. اول کفن پوشان از صحن خارج شدند و سپس بقیه مردم با سر دادن شعار «خمینی، خمینی، خدا نگهدار تو، بمیرد، بمیرد دشمن خونخوار تو» به دنبال آنها بیرون رفتند. پس از عبور از بازار، در نزدیکی گاراژ پیشوا (میدان امام خمینی فعلی) دست به دست هم دادند و به صورت زنجیروار در مقابل زنان ایستادند تا مانع حرکت آنها به سمت تهران شوند. در پل حاجی، باز زنان ایستاده بودند که در آنجا نیز به همین صورت مانع حرکت آنها شدند. در بیرون شهر، شیخ ابوالقاسم محیالدین بالای دیوار رفت و گفت: «مردم، ما که میرویم هیچ انتظار برگشتن نداریم. ممکن است شهید، زخمی و دستگیر شویم، هر کس که برای خدا حرکت کرده، این چیزها را باید قبول کند و هرکس که میترسد برگردد.» سپس او و روحانی دیگری به نام شیخ فتحالله صانعی در جلوی جمعیت قرار گرفتند و جمعیت به دنبال آنها راه افتادند. از روستاهای اطراف پیشوا نیز جمعیت زیادی آمده و به آنها پیوستند. با رسیدن به شهر ورامین، جمعیت زیادی در ابتدای شهر به استقبال آنها آمدند که پس از پیوستن به یکدیگر، به سمت داخل شهر ورامین حرکت کردند.[7]
شکلگیری قیام 15 خرداد در ورامین
با انتشار خبر دستگیری امام خمینی(ره) افرادی از گروههای مختلف سعی کردند این خبر را در جاهای مختلف نشر دهند تا سیر اعتراض علیه اقدامات حکومت پهلوی گسترش یابد. جمعیت مؤتلفه اسلامی نیز با دریافت خبر دستگیری امام، یکی از اعضای خود به نام حاج سید رضا نیّری را به ورامین فرستاد تا خبر را به مردم آنجا اطلاع دهد. وی سابقه دو سال کار در ورامین داشت و از همین رو مورد اعتماد مردم آنجا بود. او با ورود به ورامین، به محل عزاداری آنجا رفت و با قرار گرفتن در میان عزاداران اعلام کرد: «مردم! حاجآقا روحالله را دستگیر کردند، حالا شما آمدید اینجا به سر و سینه خود میزنید؟»[8] بدین ترتیب بازاریان شهر ورامین نیز به محض دریافت خبر دستگیری امام، مغازهها را تعطیل کردند. این موضوع باعث کنجکاوی مأموران ساواک شد. آنها علت تعطیلی مغازهها را از بازاریان جویا شدند که منجر به مشاجره لفظی بین بازاریان و ساواکیها شد و دو نفر از بازاریان دستگیر و به شهربانی منتقل شدند.
اعضای هیئت مذهبی معروف به «گروه دعای سماتیها» که عصرهای جمعه در منازل اعضای هیئت تشکیل میشد و در آن پس از قرائت دعای سمات، درباره مسائل سیاسی و انقلابی مذاکره میکردند با دریافت خبر دستگیری بازاریان به همراه عدهای از مردم ورامین به سوی شهربانی حرکت کردند. آنها با اجتماع در جلوی شهربانی با ذکر صلوات بر محمد(ص) شعار دادند و خواهان آزادی دستگیر شدگان شدند. شهربانی با دیدن جمعیت زیادی که جمع شده بودند، پس از گرفتن تعهد کتبی، آنها را آزاد کرد. پس از آن، جمعیت در مسجد خاتمالانبیاء(ص) جمع شدند و پس از اطمینان از خبر دستگیری امام تصمیم گرفتند برای آزادی ایشان به سمت تهران حرکت کنند. آنها در سمت جاده قلعهسین (چوببری فعلی) به جمعیت مردمی که از پیشوا حرکت کرده بودند پیوستند و سپس به طرف مرکز شهر ورامین حرکت کردند. با عبور از جلوی شهربانی و با سردادن شعارهای «از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی» و «خمینی، خمینی، شاه به قربان تو، ولیعهد بیپدر، خاک کف پای تو» به سمت جاده تهران راهی شدند. در طول مسیر، از راههای اطراف ورامین، بهخصوص قشلاق و عمرآباد، عدهای با شنیدن خبر، به جمعیت حاضر پیوستند. مسیر بین ورامین و باقرآباد حدود 10 کیلومتر بود، در طول این مسیر مردم به صورت خودجوش برای رساندن تدارکات به جمعیت معترض کمک میکردند.[9]
نکته حائز اهمیت حضور تعداد زیادی از دروگران بود که از مناطق مختلفی چون آذربایجان، زنجان، همدان و لرستان برای درو کردن مزارع گندم ورامین آمده بودند. آنها با برداشتن داسهای دروگری به جمعیت پیوستند و با سردادن شعارهایی به زبان ترکی، اعتراض خود را علیه اقدامات حکومت پهلوی اعلام میکردند.[10]
کشاورزان و کارگران بیشترین جمعیت معترض آن روز ورامین و پیشوا را تشکیل میدادند. از روحانیان نیز افرادی چون شیخ ابوالقاسم محیالدین، شیخ فتحالله صانعی، سید آقا احمدی، شیخ احمد جنیدی، شیخ عباس قمی، سید محمد هاشمی و شیخ اسماعیل مهاجری شرکت داشتند.[11] مقامات شهربانی و ژاندارمری با دیدن انبوه تظاهرکنندگان و خشم آنها، به وحشت افتادند و ترجیح دادند با آنها درگیر نشوند. از این رو نیروهای خود را در شهربانی و ژاندارمری به حالت آمادهباش گردآوردند و حتی برخی از پاسگاههای اطراف را تخلیه کردند. همه نیروها را در مرکز گروهان در ورامین جمع کردند. بنابراین جمعیت مردمی بدون کوچکترین مزاحمتی از طرف نیروهای مستقر در شهر ورامین، با شعار «یا مرگ یا خمینی» با پرچم سیاه از شهر خارج شدند.[12]گروهان ژاندارمری مستقر در کنار کارخانه قند ورامین نیز عکسالعملی نشان نداد، تا اینکه افرادی که از تهران میآمدند خبر دادند، از ژاندارمری واقع در کنار پل باقرآباد، مأموران مردم را به رگبار بستهاند، اما مردم بدون توجهی به این حرفها، جهت اعلام حمایت خود از امام، بدون هرگونه ترس و واهمهای راه خود را به سمت تهران ادامه دادند. آنها حدود ساعت پنج بعدازظهر به نزدیک پل باقرآباد رسیدند و علیرغم هشدار نیروهای نظامی از طریق بلندگو، به سمت پل باقرآباد حرکت کردند.[13] مردم مصمم به حرکت به سمت تهران بودند.
در میان راه ورامین به تهران بود که یکی از میان جمعیت به امیر معصومشاهی (از شهدای 15 خرداد) گفت: « برادر! مسلسل با سینه سازگار نیست... جریان مشت با درفش است... ما که اسلحه نداریم... بیا برگردیم»، اما معصومشاهی با لبخندی به او چنین گفت: «ما برای حق میرویم یا مال دنیا؟ کسی که برای حق میرود نمیترسد و لغزش ندارد. کشته شدن در راه خدا افتخارآمیزتر از زندگی با این ستمکاران و ظالمین است. داداش! من کوفی نیستم که از وسط راه برگردم، کوفیها از وسط راه برگشتند و حسین را تنها گذاشتند.»[14]
نیروهای نظامی در پل باقرآباد با بلندگو اعلام کردند: «مردم! برگردید!» اما مردم توجهی نداشتند و حتی یکی از جوانان پیشوا به نام عزت رجبی، در حالی که لباسهای خود را بیرون آورده بود، به سمت نیروهای نظامی حمله کرد.[15] در این زمان بود که سرهنگ بهزادی، فرمانده نیروهای نظامی دستور تیراندازی داد که در نتیجه آن تعداد شهید و زخمی شدند. تعدادی از سپاهیان دانش نیز در بین تظاهرکنندگان بودند، از این رو با شروع تیراندازی از مردم خواستند در داخل گندمزارهای اطراف پراکنده شوند و به صورت سینهخیز بروند که مورد اصابت گلولهها قرار نگیرند. با این وجود تعدادی از مردم شهید و مصدوم شدند. نیروهای نظامی، شهدا و زخمیها را به تهران منتقل کردند. در ظهیرآباد شهر ری، مردم به ماشین حامل شهدا و زخمیها حمله و آن را پنجر کردند، اما نیروهای نظامی مردم را پراکنده و شهدا را مخفیانه در قبرستان مسگرآباد دفن کردند. ساواک بعد از دفن شهدا، به هیچ یک از خانواده آنها اطلاعی نداد که شهیدشان را کجا دفن کرده است.[16]
شهدا و مجروحان
در مورد تعداد شهدای آن روز، باید گفت اطلاعات دقیقی در این ارتباط وجود ندارد، اما شاهدان عینی آن واقعه، تعداد شهدا را بین 6 تا 16 نفر اعلام کردهاند. البته این تعداد نیز رقم واقعی شهدای آن روز نیست، زیرا در بین شهدا، تعدادی از دروگرها بودند که از سایر شهرهای کشور آمده بودند و کسی از هویت آنها اطلاعی ندارد. فهرستی که بنیاد شهید ورامین در مورد اسامی شهدای 15 خرداد 1342 ارائه داده، بدین قرار است:
علاوه بر این در سندی که بعد از قیام 15 خرداد درباره وقایع 15 خرداد در شهر ورامین منتشر شده است به اسامی دو نفر از شهدای ورامین اشاره شده که زن هستند. اسامی آنها سکینه مهابادی و زهرا ابوالحسنی است. شاهدان واقعه 15 خرداد از افراد دیگری نیز نام میبردند که عبارتند از: رمضان مهابادی، محمدعلی حسینی، عباس تاجیک، غلامعلی تاجیک، ابوالحسنی، محمدی و خمسه.[17]
در مورد تعداد زخمیها باید گفت مصدومین روز 15 خرداد پیشوا و ورامین به دو دسته تقسیم میشوند: گروه اول، مجروحانی که پس ازمصدوم شدن توسط نیروهای نظامی مستقر در محل دستگیر شدند و دسته دوم مجروحانی بودند که بعد از زخمی شدن، موفق به فرار شدند و حتی از بین آنها افرادی بودند که از ترس تعقیب و بازداشت، مجروح شدن خود را فاش نمیکردند. بنابراین در مورد تعداد زخمیها و مصدومین نیز اطلاعات دقیقی در دست نیست. حسن تاجیک از شاهدان آن روز ورامین، تعداد شهدا و زخمیها را در حدود 47 و 48 نفر ذکر میکند. با توجه به اینکه وی تعداد شهدا را حدود 10 نفر میداند بنابراین تعداد مصدومین در حدود 37 و 38 نفر بودهاند. از طرفی اسامی مجروحانی که توسط ساواک دستگیر و به بیمارستان منتقل شدند هنوز فاش نشده است. بنابراین ذکر آمار دقیقی در این ارتباط امکانپذیر نیست، اما با توجه به اطلاعاتی که باقی مانده است، اسامی برخی از مجروحان قیام 15 خرداد ورامین به این شرح است: آقا کوچک محمدآبادی ساکن محمدآباد عرب، ابراهیم جعفری ساکن محمدآباد عرب و از افراد سپاه دانش، حسن تاجیک ساکن محمدآباد عرب، اکبر ملکآبادی ساکن پیشوا، محمد جعفری ساکن ورامین، غلام رضایی ساکن ورامین، حسین اردستانی ساکن ورامین، محمد حیدری ساکن ورامین، عابدین بیلچی ساکن ورامین، عباس شیخاسماعیل، محمدعلی عرب، محمدجعفر اسدی، میرزا علیاصغر کریمی، یعقوب سفلایی و سید حسین طباطبایی.[18]
تعدادی از اهالی پیشوا و ورامین نیز به جرم شرکت در قیام 15 خرداد 1342 توسط مأموران حکومت پهلوی دستگیر شدند. در اسناد اسامی آنها چنین آمده است: احمد تاجیک، اکبر رضایی، محمدعلی رضایی، یزدانی، سید محمد کاظمی، ابراهیم فرجی، حاج حسن جعفری، شیخ ابوالقاسم محیالدین، مجتبی حسینی، عباس فاطمه قمی، عبدالله حیدری، فتحالله صانعی، آقابزرگ عربخوان، جواد جعفری، محسن جنیدی، ابراهیم باقری، ابراهیم مقنی جعفری، عباس معانی، عبدالحسین رضوی، علی سیری و موسی سیری.[19] ساواک لیستی را هم به عنوان محرکان و عوامل اصلی قیام 15 خرداد 1342 در پیشوا و ورامین تهیه کرده بود که اسامی آمده در آن بدین قرار بود: حاج حسن مقدس، حاج حسن جعفری، کریم کریمی، هادی جعفری، مرتضی علیآبادی، عباس اسدی، حاجی ابوطالب، هادی درویش، مهدی درویش، محمد گتمیری، ابراهیم اسدی، محمد کریمی، حسین کریمی، ناصر ناصری، سید حسین طباطبایی، عباس فاطمه قمی، عبدالله حیدری، شیخ ابوالقاسم محیالدین، مجتبی حسینی، فتحالله صانعی، آقابزرگ عربخوان، جواد جعفری، محسن جنیدی، ابراهیم باقری، عباس جنیدی، عباس حقدوست، مرادی، شیخ هاشمی، امیر اکبری، سید آقا احمدی، اکبر رضایی، محمدعلی رضایی، یدالله سنقری، احمد تاجیک، سید محمد کاظمی، ابراهیم فرجی، مقیمی، امامی، سید امین عطری، رحمتالله فرجی.[20]
اعتراض مردم ورامین به تبعید امام خمینی
از دیگر مصوبات دولت حکومت پهلوی که موج مخالفت را به دنبال داشت تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در مجلس دوره بیستویکم شورای ملی بود. تذکرات امام خمینی(ره) درباره نفوذ نامشروع اجانب و بیگانگان و سلطه آنان بر شئون سیاسی و اقتصادی ایران بخش مهمی از نهضت مبارزاتی ایشان را در بر میگرفت از این رو امام بدون توجه به تهدیدات حکومت پهلوی در چهارم آبان 1343 که مصادف با ولادت حضرت زهرا(س) بود، در منزل خود، طی یک سخنرانی انقلابی، خیانت حکومت و عواقب و مفاسدی که این لایحه به همراه خواهد داشت را افشا کردند.[21] حکومت به این نتیجه رسید که حضور ایشان موجب بیثباتی آن و اعتراضات همهجانبه مردمی خواهد شد، اما دستگیری و تبعید امام هم واکنش اقشار مردم را به دنبال داشت. شهرهای قم، مشهد و تهران به حالت تعطیل درآمدند. مردم شهر ورامین نیز مانند بیشتر شهرهای کشور با اعتصاب در مساجد، برقراری جلسات سخنرانی، توزیع اعلامیه و اعتصاب بازار، مخالفت خود را با اقدام دولت درباره تبعید امام اعلام کردند.[22]
با توجه به نزدیکی شهر ورامین به تهران، اخبار نهضت اسلامی به سرعت توسط مبارزین به این شهر منتقل میشد. از این رو مردم به رهبری علما و روحانیان آگاه به مسائل روز در جریان مبارزه با حکومت پهلوی قرار میگرفتند. مردم ورامین و پیشوا حمایت و پشتیبانی خود از امام خمینی(ره) و نهضت اسلامی را در سالهای بعد تا پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 ادامه دادند و اقدامات حکومت پهلوی نتوانست آنها را از این مسیر بازدارد.
پینوشتها:
[1] . حاجیبیگی کندری، محمد علی، انقلاب اسلامی در ورامین، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، صص249-247
[2] . منصوری، جواد، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، صص 56-57
[3] . مدنی، سید جلالالدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج2، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، 1375، صص 34-32
[4] . منصوری، ج2، صص 16-14
[5] . حاجیبیگی کندری، پیشین، صص 249-247
[6] . همان، صص 249-247
[7] . همان، صص 251-250
[8] . حسینیان، روحالله، انقلاب اسلامی (زمینهها، چگونگی و چرایی)، ج3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، ص362
[9] . حاجیبیگی کندری، پیشین، صص253-251
[10] . همان، ص253
[11] . همان، ص254
[12] . روحانی، حمید، نهضت امام خمینی، ج1، چ19، تهران، بنیاد تاریخپژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، 1394، ص550؛ حسینیان، پیشین، ص 387
[13] . حاجیبیگی کندری، پیشین، ص 255
[14] . روحانی، ج1، پیشین، ص551
[15] . همان، ص 551
[16] . حاجیبیگی کندری، پیشین، صص 259-256
[17] . همان، صص 263-259
[18] . همان، صص 264-263
[19] . روحانی، ج1، پیشین، صص 555-554
[20] . حاجیبیگی کندری، پیشین، صص 271-268
[21] . صحیفه امام، ج1، تهران، موسسه تتظیم و نشر آثار امام خمینی، 1380، صص 425-415
[22] . حسینیان، پیشین، ص 520
تعداد بازدید: 3289