نهضت امام خمینی

نامه امام خمینی به آیت‌الله خوانساری

جعفر گلشن روغنی

07 خرداد 1397


بنابر گزارش ساواک قم در 7 خرداد 1342 امام خمینی نامه‌ای به آیت‌الله سید احمد خوانساری که در تهران اقامت داشت، نوشتند و توسط یکی از نزدیکانشان فرستادند. مضمون نامه به این شرح بود: «شما باید مردم را دعوت به قیام کنید. شما باید مردم را به اتحاد دعوت کنید تا موقعی که می‌خواهیم دستور قیام بدهیم آنها آماده باشند تا ریشه شاه و دولت را از میان برداریم. چرا علمای تهران در مقابل این گرگهای درنده سکوت اختیار کرده‌اند؟ چرا در مقابل این لامذهبها که می‌خواهند دینمان را از دستمان بگیرند، سکوت کرده‌اید؟ چرا در مقابل شاه مملکت، که می‌خواهد روحانیت را از میان بردارد قیام نمی‌کنید؟ چرا در مقابل حکام سکوت می‌کنید؟ شما شنیده‌اید که حضرت علی خانه‌نشین شده بود؛ اما دستور این بوده که 25 سال خانه‌نشین بشود. و بالاخره پس از این مدت، پدر مخالفین را درآورده است. یعنی مردم دیدند. حق با حضرت علی است، آن وقت در مقابل بی‌دینها قیام کرده‌اند. حال ما چند سال صبر کرده‌ایم. در زمان پدرش هر کاری کرد هیچ کس حرفی نزد. گفته‌اند ببینیم آخرالامر چه می‌شود. تا آن‌طور مُرد. حالا پسرش دارد لطمه به دین می‌زند. باید هر طوری است حساب او را تصفیه کنیم. از امروز به بعد سکوت فایده ندارد. امروز دیگر روز سکوت نیست. امروز روزی است که باید در مقابل لامذهبها قیام کرد.»[1]

امام خمینی علاوه بر این از حامل نامه‌شان خواستند که به آیت‌الله خوانساری بگوید: «من می‌خواهم اعلامیه‌ای بنویسم شما هم بایستی در این اعلامیه شریک باشید. یعنی باید آن را امضا کنید. زیرا اگر شما در این اعلامیه شرکت نکنید مردم و به خصوص دولت تصور می‌کند علما همه با هم مخالف هستند و از این موضوع برای پیشرفت مقاصد خود سوء‌استفاده خواهند کرد پس باید فکر اساسی بکنیم و همه با هم دست اتفاق بدهیم تا حساب این لامذهبها را برسیم. در غیر این صورت دین و ایمان ما در خطر است... بنابراین باید با اتحاد و اتفاق جلو این خطر بزرگ را گرفته و علیه آنها قیام کنید. ضمناً اگر هیچ یک از علما در این امر شرکت نمی‌کنند به من بگویید تا من بدانم در مورد مقابله با آنها چه بایستی بکنیم.»[2]

آیت‌الله سید احمد خوانساری پس از دریافت نامه امام خمینی، به طور شفاهی به حامل نامه پاسخ داد که «بگویید ما در مقابل این وحشیها چه بگوییم. اگر با امضای من کارها درست می‌شود بسیار خوب شما اعلامیه را بنویسید تا من امضا کنم.» در ادامه، نامه‌ای به امام خمینی نوشت و به حامل نامه امام سپرد که آن را به ایشان برساند. نامه او دارای این مضمون بود: «حضرت آیت‌الله خمینی نامه شما واصل شده، بنده هم به سهم خودم از فرمایشات شما اطاعت خواهم کرد. هر طوری که شما صلاح دانستید من حرفی ندارم. ولی موقع نوشتن اعلامیه مواظب باشید زننده نباشد که دولت بدتر بکند. با زبان ملایمت اعلامیه بنویسید. قدری صحبت کنید که این عمل شما خلاف قرآن است. صلاح مملکت در این است که این قانون جدید را اجرا نکنید که مردم همگی ناراحت هستند. صلاح شاه در این است که این قانونهایی را که مخالف قرآن است عملی نکند. شاه بایستی علما را داشته باشد. مملکت بدون روحانیت نمی‌شود. اگر روحانیت نباشد کمونیست در مملکت ما که شیعه اثنی‌عشری است زیاد می‌شود. پس شاه و دولت تا می‌توانند بایستی نظم را رعایت کنند. نگذارند مملکت ما به دست بیگانگان بیفتد که بر ما حکومت کنند. این روحانیون بوده و هستند که در مقابل کمونیستها سینه سپر می‌کردند و می‌کنند.»[3]

 

1. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2(فیضیه)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378ش، صص319 و 320 ؛ صحیفه امام، ج1(1312 – آبان 1344)، تهران، موسسه تنظیم و نشر اثار امام‌خمینی، 1378ش، صص238 و 239.

2. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2(فیضیه)، ص319.

3.همان و ص320.



 
تعداد بازدید: 1890



آرشیو نهضت امام خمینی

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.