23 دي 1404
اکثر اوقات به خصوص بعد از روی کار آمدن رضاخان، مراجع با قدرتها کنار میآمدند و یا حداقل سکوت میکردند تا بساط به هم نخورد! لذا در زمان شروع مبارزات امام به محض اینکه احساس شد که این مبارزات، آقا را در انظار ملت از یک مدرس بزرگ به یک مرجع بزرگ تبدیل میکند، مخالفتها شروع شد و این مخالفتها از برخورد خانمهایشان نمایان بود.
در آن زمان آقا نالهها میکرد. شبها میگریست و میگفت: بعضی آقایان قدرتشان را نمیشناسند و دارند با دستگاه کنار میآیند ونمیدانند که چه میکنند. در همان زمانها بود که روزی آقا به آقای گلپایگانی تلفن کرد که شنیدهام گفتهاید من دیگر نیستم. و او گفت: آری و الان هم میگویم که نیستم و آقا فوقالعاده ناراحت شد و بلند و با تندی با ایشان صحبت کرد. مبارزات که شروع شد، کمکم صداها بلند شد. حرف اصلی این بود که تلگرافاتی که قبلاً از شهرستانها برای ما میآمد اصلش به نام شریعتمداری بود و رونوشت، گلپایگانی و خمینی و حالا خمینی شده است و رونوشت، شریعتمداری و گلپایگانی! باید توجه داشت کسی که برای خدا گام برمیدارد و میخواهد حکومت اسلامی تشکیل دهد چه خوندلی از اینگونه برداشتها و کوتهفکریها میخورد. از مسأله پرت نشوم صحبتم این بود که خانمهای آقایان در مجالس زنان ایراد و اشکال میکردند و از آنجا که آنان اهل اینگونه مسائل نبودند من میفهمیدم که شوهرانشان هستند که مخالفند و همینطور زنانی که موافق بودند، فرقی نمیکرد!
مبارزات بالا گرفت و آقا داشت کمکم شناخته میشد یعنی نامش از حوزه خواص و دایره کوچکی از مردم فراتر میرفت و این با موضعگیریهایی که د اشت برای دستگاه، خطرناک مینمود. در آن موقع هنوز برخورد رژیم شدید نشده بود لذا همه مبارز بودند. همه منبر میرفتند و داد سخن میدادند، همه حاضر بودند که چیزی بگویند. درست با این دید است که خیلی از افرادی که بعد از انقلاب آمدند که ما مبارزه کردیم مبارزان قبل از پانزده خرداد بودند و یا حداکثر سالهای 42 ـ 41 و پس از آن ساکت شدند.
_ ثقفی، علی، بانوی انقلاب: نگاهی کوتاه به زندگی خانم خدیجه ثقفی همسر امام خمینی(س)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، 1394، ص 76 و 77.
تعداد بازدید: 6