21 بهمن 1404
حضرت امام نسبت به کیان و شخصیت علما و مرجعیت اهمیت فوقالعادهای میدادند و میکوشیدند مسائل به گونهای پیش برود که مردم نسبت به مراجع و علما خدای ناکرده بدبین نشوند یا نقطه ضعفی تراوش نکند. اگرچه فرضاً آن قشر یا آن طبقه از علما در خط و روند امام هم نباشند. در عین حال در این مسأله خیلی حساس بودند.
به خاطر دارم [آیت الله محمود قوچانی] یکی از دوستان در مقام آن برآمده بود که یک بیوگرافی نسبت به حرکت امام و نهضت تهیه و چاپ کند، این موضوع پیش از نگارش کتاب بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی توسط حجتالاسلام سیدحمید روحانی بود. از آنجا که حضرت امام امور مربوط به مطبوعات را در اختیار من گذاشته بودند و من خدمتگزار بودم، آن عزیز هم از من تقاضا کرد که شما در چاپ این بیوگرافی از نظر تصحیح و چاپ و غیره و ذلک اشراف داشته باشید. مطالب مختصری آماده شد و کتابی در حدود 150 یا 200 صفحه چاپ شد و عرض کنم که تأیید شد و برای پخش آماده گردید.
مدت کوتاهی گذشت. روزی نویسنده کتاب به من مراجعه کرد و گفت که فلانی این کتاب کار دست ما داد. گفتم: چهطور؟ خوب همه کارهایش را من انجام داده بودم و میدانستم محتوای آن کتاب چه بود. ایشان گفت: حضرت امام فرموده بودند حق پخش و نشر کتاب را ندارید مگر این که خودم آن را پس از چاپ ببینم و اجازه نشر آن را بدهم. پس از آن که چاپ کتاب تمام شد آن را خدمت حضرت امام بردم که ایشان ملاحظه فرمایند. امام کتاب را به دقت از اول تا آخر آن خواندند و فرمودند که حق پخش و نشر کتاب را ندارید مگر اینکه از فلان صفحه تا فلان صفحه را بکنید و دور بیندازید.
آن صفحات که حضرت امام روی آنها توجه داشتند مربوط به فصلی بود که در آن به دوره نهضت امام در قم اشاره شده بود. طبعاً همه میدانند وقتی که امام نهضت خودشان را در خرداد 1342 آغاز کردند قاطبه علما همگام با ایشان حرکت کردند و اطلاعیه و اعلامیه دادند و جلسات گوناگونی برگزار کردند. بعد از مدتی برخی از افراد خطمشیشان به گونهای دیگر شد، از جمله آقای شریعتمداری و آن صفحاتی را که امام فرموده بودند باید کنده شوند تقریباً ارتباط داشت با همان مسائلی که به آقای شریعتمداری مربوط میشد و اینکه ایشان چگونه عقبنشینی کرد و با تشکیلات و دستگاه ارتباطی یافت و مسائل دیگر پیش آمد. علیرغم اینکه میشد به گونهای تعبیر کرد که این محتویات از سویی مظلومیت و تنهایی امام را میرساند و این که همگامان و رفقای امام چگونه حرکت کردند و چگونه در طول مسیر جدا شده و ایشان را تنها گذاشتند و از سوی دیگر فداکاری و شجاعت امام را میرساند. اما چون اینها در نظر امام نقطه ضعفی برای مرجعیت محسوب میشد و مقاماتی که مسئولیت مرجعیت را به عهده داشتند حملهای متوجهشان میشد و در مجموع نظر جامعه نسبت به مقام مرجعیت تضعیف میگردید لذا امام اجازه نفرمودند کتاب اینگونه منتشر شود و در نتیجه آن آقای نگارنده مجبور شد برای این که خللی در شماره صفحات پیش نیاید مطالب مناسبی در آن صفحات بگنجاند. سرانجام آن صفحات کنده شد و نوشتهها و مطالب جدیدی جایگزین گردید و کتاب به چاپ رسید. منظورم از بیان این موضوع این بود که حضرت امام برای حفظ مقام مرجعیت نظر داشتند و روی آن حساس بودند و میخواستند کمترین صدمه و ضربهای در انظار مردم برای آن پیش نیاید و احیاناً خدای نکرده در نظر مردم نسبت به مقام مرجعیت و روحانیت لکهای وارد نشود.
- خاطرات سالهای نجف (ج 1)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، نشر عروج، 1389، ص 155 -157.
تعداد بازدید: 7