13 بهمن 1404
یک مجله چاپ امروز [13 بهمن 1340] به این نتیجه رسیده است: «حوادث [اخیر] تهران هرچه بود و به دست هر کس برپا شد، این نتیجه را داشت که در داخل جبهه ملی اختلاف تازهای را ایجاد کرد. این اختلاف دو جنبه دارد. یکی میان رهبران جبهه ملی و دیگری میان برخی دانشجویان و کادر رهبری این جبهه. در قسمت اول شکاف میان دستگیرشدگان و دستگیرنشدگان عمیقتر و معلوم شد تا صبح شنبه سیام دی [1340] اکثریت سران جبهه ملی از تظاهرات خبر نداشتند و فقط قسمت کوچکی از کادر رهبری درجه دوم جبهه از تظاهرات مطلع بودند. قسمت دوم سرخوردگی برخی از دانشجویان از رهبران جبهه است، زیرا این دانشجویان معتقدند که اولاً جبهه به چه مناسبت از حقیقت تظاهرات اطلاع نداشت و ثانیاً چرا با برخی از جناحهای غیرمتجانس همگام بود و چرا در چنین امر مهمی نه نقشه، نه تاکتیک و نه هدف جبهه ملی، هیچیک مشخص نبود و دانشجویان جبهه ملی در جریان تظاهرات نمیدانستند برای حوادث بعدی چه رویهای باید در پیش گیرند. بنابراین حوادث تهران موجب شد یک شکاف چند شاخه دیگر در جبهه ملی به وجود آید که ترمیم آن لااقل به زمان احتیاج دارد.
موضوع دیگر که مورد بحث برخی از محافل مطلع تهران است ایجاد شکاف بیشتر میان دولت و جبهه ملی است. این محافل معتقدند حوادث مزبور به هر صورت که برپا شده باشد، امکان نزدیکی دولت و جبهه ملی را از بین برد یا لااقل برای مدتها به تأخیر انداخت. از استدلال این دسته که فعلاً بر روی حدس و گمان متکی است چنین برمیآید که مذاکراتی برای یک همکاری اجتماعی در آینده راجع به برخی مسائل وجود داشته. گرچه توافقی میان دولت و جبهه ملی درباره بسیاری از مسائل صورت نگرفته بود، ولی همیشه این امکان وجود داشت که جبهه با گرفتن برخی امتیازات در مسائلی که با هدف جبهه منافات نداشته با دولت همگام شود. بدیهی است با توقیف دستهجمعی سران جبهه از طرف دولت، آن هم همراه افراد جناحهای مختلف که به هیچوجه با جبهه ملی تجانس ندارند، این امکان فعلاً برطرف شده است.»[1]
پینوشت:
[1]ـ تهران مصور، ش 961، 13 بهمن 1340، ص 2.
تعداد بازدید: 10