نهضت امام خمینی

مقاله روزنامه تایمز لندن درباره اوضاع کنونى ایران


14 تير 1405


روزنامه تایمز لندن از امروز چاپ سلسله مقاله‌هایى با عنوان کلى «ایران امروز» آغاز کرد.[1] به گفته خبرگزارى آسوشیتدپرس نویسنده این مقاله‌ها خبرنگار تایمز لندن در خاورمیانه است که مانند همیشه با نام و نام‌خانوادگى معرفى نشده است.[2]

در نخستین مقاله روزنامه تایمز درباره ایران امروز آمده است:

«میزان کارى که در ایران صورت مى‌گیرد متناسب با مقدار کمک آمریکا نیست و با توجه به اوضاع و احوال داخلى ایران، ممکن است آمریکا این نکته را مفیدتر بیابد که به جاى آنکه فعلاً به ایرانی‌ها پول بیشترى یا وام بیشترى بدهد، کمک‌هاى خود را به ایران تا یک سال قطع کند. آمریکا باید این ریسک را که این کار موجب آمدن روس‌ها به ایران خواهد شد، بپذیرد...[3] غرب نمى‌خواهد که ایران زیر سلطه کمونیزم برود، ولى در عین حال نمى‌تواند راضى باشد که ایران دچار تورم پول و بحران اقتصادى و چاقى ناسالم و رفتارش این باشد: «از همان‌جا که تاکنون به من کمک شده است، باز هم کمک‌هاى بیشترى به من خواهند کرد». و همه اینها در پشت سر کمک‌هاى آمریکا به وجود آمده باشد. آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها خواهند گفت که این، تصویرى یک جانبه است و ارقام و آمار و طرح‌هایى را جلو چشم شما خواهند گذاشت تا نشان دهد که مقاصد عالى آمریکا به خوبى اجرا مى‌شود... مقامات رسمى آمریکا در ایران، از این‌گونه انتقادات مى‌رنجند، ولى مى‌دانند که درباره کارهاى آنها شک و تردیدهایى وجود دارد. یکى از مقامات رسمى آمریکا در ایران مى‌گفت: «ما بیش از دو میلیون دلار در یک دانشکده کشاورزى (ایران) که در سال 250 متخصص کشاورزى تربیت خواهد کرد، پول ریخته‌ایم. مسلماً، این کار خوبى بوده است!» با وجود این، همین شخص اعتراف کرد که خود ایرانی‌ها مى‌گویند، آمریکا راه درست را نمى‌پیماید.

آمریکایى دیگر که کارشناس امور اقتصادى است، پس از آنکه یادآور شد که آمریکا در ده سال گذشته صدها میلیون دلار در ایران پول ریخته است، اذعان کرد که درست در همین ده سال بوده است که ایران دچار کمبود ارز خارجى و دچار بیمارى مزمن عدم تعادل پرداخت‌ها و فساد بى‌سابقه در کار کنترات‌ها و اسراف و تبذیر در زمینه واردات شده است. براى اینکه نمونه کوچکى را در مورد ده سال گذشته نشان دهیم، باید بگوییم که در تهران، پوره خشک سیب‌زمینى ساخت آمریکا فروخته مى‌شود. باید گفت، فروش این جنس در کشورى که سه چهارم جمعیت آن را دهقانان تشکیل مى‌دهند، یک کالاى مسخره است. کوشش آمریکایی‌ها براى اینکه پیشرفت و ترقى را به ایران آورند و ایران را به هر قیمتى که شده است دژ دنیاى آزاد سازند، در زمان زمامدارى مصدق و پس از سقوط او شروع شد. ارقام پولى که آمریکایی‌ها در ایران خرج کرده‌اند، قابل مطالعه است... در سال 1960م (1339ش) سهم ایران از درآمد نفت، از یکصد میلیون لیره انگلیسى تجاوز کرد و باید دانست، از آن‌وقت که دکتر مصدق از کار برکنار شده است، ایران شاید بیش از 600 میلیون لیره انگلیسى از درآمد نفت دریافت کرده است. در اصل قرار بود، چهار پنجم این درآمد به عمران و آبادانى مملکت اختصاص داده شود، ولى مخارج پیاپى که پیش آمد باعث شد که بزودى بیش از نصف درآمد نفت براى تأمین این مخارج، مصرف شود... نقص کار ایرانی‌ها رفتارى است که به علت کمک‌هایى که مى‌گیرند در پیش گرفته‌اند، بى‌آنکه خودشان مایل به چنین رفتارى باشند. و نقص دیگر کارشان این است که سعى مى‌کنند در آن واحد چندین کار را با هم انجام دهند.

یکى از افراد خارجى که در تهران کار مى‌کند و اگر دچار غلوپردازى و گزافه‌گویى مى‌شد، پست فعلى خود را نمى‌توانست حفظ کند، وضع ایران را چنین تعریف کرد: «ایرانی‌ها ضرب‌المثلى دارند که مى‌گویند: درخت انجیر را باید از میوه‌اش شناخت و هر خانواده مرفه ایرانى مجبور است یک آدم متنفذ داشته باشد تا بتواند میوه را تقسیم کند. یک چنین آدم متنفذى، مى‌تواند با برداشتن گوشى تلفن، مسیر یک کنترات بزرگ را تعیین کند و بیست هزار لیره انگلیسى و یا بیشتر به دست آورد و این پول را به حساب خود در یکى از بانک‌هاى سوئیس و یا بانک خارجى دیگرى بگذارد. این پول‌ها نه حساب و کتابى دارد و نه آنکه دوباره به مملکت برمى‌گردد.» ... محدودیت‌هایى که دولت براى واردات قایل شده است، باعث خواهد شد که قیمت اجناس بالا برود، آن هم در زمانى که بعضى از طبقات مردم ایران از قبیل معلمین و کارگران صنایع نفت، تقاضاى اضافه حقوق مى‌کنند... براى آنکه وضع ایران اصلاح شود و بهبود یابد، باید از پایین و نیز از بالا فشار و یا اصرار و پافشارى به عمل آید و یک چنین فشارى به وجود نخواهد آمد، مگر اینکه دستگاه اجتماعى و سیاسى ملت آن را به وجود آورد.[4]

جمعیت ایران را در حدود بیست میلیون نفر تخمین مى‌زنند. از این مقدار نه آن دسته کوچک که طبقه عالیه مملکت را تشکیل مى‌دهند و جاى پاى خود را به خوبى محکم کرده‌اند و نه پانزده میلیون دهقان پراکنده ایرانى، هیچ‌یک «دینامیت» تحول را با خود ندارند... اینک در ایران مد شده است که بیشتر درباره ترقیات کشاورزى و فرهنگى صحبت کنند تا پیشرفت‌هاى صنعتى و وسایل ارتباطى. کشاورزى زمین‌هاى است که کار کردن در آن بى‌خطر است، ولى ترقیات فرهنگى بى‌خطر نیست، براى اینکه نتایج آن را نمى‌توان پیش‌بینى و یا کنترل کرد... اشتیاق به تحول ممکن است از جانب بعضى از عناصر معتدل دست راستى بروز کند. ولى بیشتر احتمال مى‌رود که روشنفکران متمایل به چپ با استفاده از کارگران صنعتى موضوع تحول را مطرح کنند...

رادیوى صداى ملى ایران، برنامه‌هاى خود را از محلى که کنار خط آهن باکو در ساحل دریاى خزر است پخش مى‌کند و هم رادیو مسکو و هم یک ایستگاه رادیویى دیگرى که در آلمان شرقى است، سهم سخنرانى خود را درباره ایران به زبان فارسى بیان مى‌کنند. فعلاً علائم و آثار زیادى در دست نیست که نشان دهد مردم ایران در برابر هیچ‌یک از این فریادها حساسیت داشته باشند. البته، کوچک گرفتن کمونیست‌ها، صحیح نیست. ولى به هیچ‌وجه نمى‌توان گفت که امروز هر اعتصاب و یا اعتراضى که در پایتخت ایران صورت مى‌گیرد، از کمونیست‌ها الهام گرفته است. پس از زمان دکتر مصدق، سازمان حزب کمونیست ایران به دست سازمان امنیت متلاشى شده است و تشکیلات این حزب فقط وقتى مى‌تواند دوباره شکل بگیرد که یک حکومت مطیع یا حکومتى که نسبت به کمونیست‌ها افکار و احساسات موافق و دوستانه داشته باشد، سرکار بیاید... جبهه ملى گروهى است که اجزا آن محکم به هم نپیوسته‌اند، ولى در ایران تنها دسته‌اى است که مى‌تواند جماعات را به دور خود جمع کند. جبهه ملى گذشته از ارتش، امروزه رقیب متشکل حسابى دیگرى ندارد... آینده سیاسى نزدیک ایران وابسته به این است که آیا انتخابات عمومى دیگرى صورت خواهد گرفت یا نه؟... جبهه ملى همچنین مى‌گوید، تغییر و اصلاح قانون انتخابات فقط به دست مجلس باید عملى شود و از این رو این کار باید پس از آنکه مجلس دیگر انتخاب شد صورت گیرد... بعضى از اشخاص متنفذ و نیرومند که از اعتماد دولت برخوردارند، آشکارا مى‌گویند: «فعلاً انتخابات انجام نمى‌شود.»... دولت امینى باید دشمنان فردى داشته باشد، زیرا با متهم کردن غیرنظامیان به فساد، دندان‌هاى خود را نشان داده است... بنابراین، ایران فعلاً بدون اینکه تصمیم و اراده‌اى داشته باشد، سر جاى خود ایستاده است و از یک طرف با نصیحت و اندرز دلخوش است و از طرف دیگر فریفته پول صرف شده است... شاید زود، شاید ده سال دیگر ایران دچار انقلاب شود، شاید هم هرگز دچار آن نشود».[5]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. روزنامه اطلاعات، ش 10547، 15 تیر 1340، ص 20.

[2]. بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 91، 17 تیر 1340، ص 43.

[3]. روزنامه کیهان، ش 5399، 15 تیر 1340، ص 20.

[4]. روزنامه کیهان، ش 5400، 17 تیر 1340، ص 15.

[5]. روزنه کیهان، ش 5401، 18 تیر 1340، ص 1 و 15.



 
تعداد بازدید: 8



آرشیو نهضت امام خمینی

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.