09 شهريور 1405
نخستوزیر و همراهانش ساعت 4 بعد از ظهر امروز [9 شهریور 1340] به اصفهان وارد شدند. مهمترین نطق امروز على امینى در اصفهان، در برابر دانشجویان و در سالن دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود. نخستوزیر تقریباً همان حرفهایى که در شیراز به گوش دانشجویان رسانده بود، در اینجا تکرار کرد. على امینى همچنین گفت: «شنیدهام مىگویند ما در زندان افراد مجرم را شکنجه مىدهیم. آقا اینها دروغ است. من به زندان قزلقلعه رفتم، چنین چیزى نبود. به من گفتند آن آلات و ادوات را به شما نشان ندادهاند. من به تمام سوراخها سرزدم. چیزى ندیدم وانگهى، شکنجه براى چه؟ از طرفى اگر قرار باشد شخص زندانى و مجرم را در یک اتاق خوب ببرند، کولر براى او کار بگذارند و چلوکباب هم به او بدهند، پس فرق زندانى و دیگران چیست؟ دانشجویان زندانى، چند نفر بیش نیستند. اینها هم مقصرند. اگر دانشجویى رعایت نزاکت را نکرد، نباید تنبیه شود؟ از قدیم گفتهاند حرمت مسجد را امام مسجد باید نگه دارد. دانشجویان مىگویند، محوطه دانشگاه را پلیس گرفته است. اگر شما دانشگاه را مرکز سیاست نکنید که پلیس آنجا کارى ندارد. در دانشگاه درس، بیرون دانشگاه سیاست. یک عده مىگویند ما مصالح کشور را بهتر تشخیص مىدهیم، آخر براى چه؟ ما مىگوییم چرا، به چه دلیل شما بهتر و ما بدتر تشخیص مىدهیم؟ آقایان ما که خودمان نیامدهایم، ما را آوردهاند مسئول کردهاند، ما هم این طور تشخیص مىدهیم. آقایان دانشجویانى که البته در سن انتخاب شدن نیستند (خنده حضار) در سن رأىدادن هستند. استدعا داریم عجله نکنید، بیشتر مطالعه کنید، ما تصمیم داریم بزودى به کلیه استانداران و فرمانداران دستور دهیم ابتدا درباره انتخابشوندگان و رأىدهندگان که طبق قانون باید حداقل ششماه در محل ساکن باشند، مطالعه کنند که دیگر سجل مرده و قرضى، رأى در انتخابات نداشته باشد. اجازه بدهید این دو کار و این دو قدم اصلى را برداریم تا بعد.»
در ادامه این سخنرانى و در حالى که نخستوزیر عصبانى شده بود، گفت: «عدهاى مىگویند ما خدمتگزار ملى هستیم، به چه مناسبت ما کمتر از خدمتگزاران ملى هستیم؟ ما هم خدمتگزار ملى هستیم، ما هم آزادیخواه هستیم، چرا آزادیخواه نباشیم؟ چرا آنها آزادیخواهند و ما مرتجع و همین که کسى رفت و به خارجیها فحش داد، ملى شد؟ اینها حرف است. آقایان اینها کلمات تو خالى است. اینکه صحیح نیست. در این مملکت عدهاى خارجى متخصص و معلم داریم. اینها براى سیاست نیامدهاند. حالا مىگویید تعداد کارشناسان نفت زیاد است، من هم قبول دارم. مىگویند اینها درآمد نفت را مىبرند، آیا کسى این حرفها را قبول مىکند؟ ما سالیانه 300 میلیون دلار درآمد نفت داریم که گرفته و به خزانه دولت ریخته مىشد. حالا اگر این درآمد را بد خرج کردهاند، یا خرج نکرده و خوردهاند، به خارجیها چه مربوط است. اینها که خودشان را ملى و وطنپرست مىدانند، چرا نمىروند جواب رادیوهاى خارجى را بدهند. این همه رادیوهاى خارجى به ما فحش و ناسزا مىگویند...».[1]
پینوشت:
[1]. روزنامه کیهان، ش 5444، 11 شهریور 1340، ص 13.
تعداد بازدید: 9