خاطرات

روایت احمد احمد از دیدارش با امام خمینی در سال 1342


14 مهر 1405


«ادونتیست‌های روز هفتم» جریانی مسیحی بود که به امر تبلیغ آیین مسیحیت، با هدف مقابله به اسلام مبادرت می‌کرد. این جریان در کلیسایی واقع در ابتدای خیابان رشت، تقاطع خیابان پهلوی(اکنون: ولی‌عصر) تمرکز یافته بود و به نام «کلیسای ادونتیس» معروف بود. در این مرکز سرمایه‌گذاری‌های مادی فراوانی صورت گرفته بود و تبلیغات گسترده‌ای در اشاعه مسیحیت می‌کردند. ادونتیست‌های روز هفتم در سال‌های 1340 تا 1343 در راستای هدف خود و با شیوه‌‌ای نوین شروع به نشر و توزیع جزوات تبلیغی به نام‌های «راه مریم»‌و «راه عیسی» کردند. این جزوات به آدرس‌های مختلف در اقصی نقاط کشور و برای افراد مختلف از جمله مسئولین کشوری و لشکری به صورت ماهیان و رایگان ارسال می‌شد. پس از مدتی نیز برای همین آدرس‌ها و افراد، کتاب‌های مختلف و نفیس مسیحی از جمله «انجیل» می‌فرستادند تا به تبلیغ خود عمق دهند.

من به همراه آقای محمد میرمحمد صادقی و آقای حسین صادقی در کنار مبارزه و مقابله با جریان انحرافی بهائیت، پس از اطلاع از این حرکت مرموز تصمیم به نفوذ به این جریان و مرکز گرفتیم تا شاید با کسب اطلاعات و آگاهی بیشتر، راهی برای مقابله با این حرکت مرموز بیابیم. از این‌رو خود را به ادونتیست‌ها معرفی کرده و تمایل ظاهری نشان دادیم که می‌خواهیم پس از کسب اطلاعات و آگاهی مسیحی شویم. سپس در جلسات تبلیغی آنها شرکت می‌کردیم.

بعد از گذشت مدتی و حضور در جلسات متعدد ادونتیست‌ها، وانمود کردیم که کاملاً مایل به تغییر آیین هستیم و آنها هم از ما استقبال کرده و با در اختیار قرار دادن کتاب‌ها و جزوات رایگان، می‌خواستند میل ما را حتمی و قطعی کنند.

در کلیسای ادونتیس با فرد دیگری به نام مرجانی آشنا شدیم. او نیز می‌گفت که قصد مبارزه با آنها را دارد و برای جلب اعتماد آنها تظاهر می‌کند که مسیحی شده است. مرجانی یک مرحله از ما پیشتر رفته بود، زیرا ما خود را علاقمند و مایل به مسیحیت می‌دانستیم، ولی او می‌گفت که مسیحی شده است. او توانست به این ترتیب تا حد زیادی به حوزه‌های ادونتیست‌های روز هفتم نفوذ کرده و اعتماد آنها را نسبت به خود جلب کند. پس از پیشرفت خوبی که او در حوزه مرکزی داشت، توانست به ده هزار آدرسی که نشریات «راه مریم» و «راه عیسی» و کتاب‌های آنها ارسال می‌شد، دسترسی پیدا کند. او تمام آدرس‌ها را یادداشت و در اختیار ما قرار داد.

کار ما تا آن روز گرفتن نشریات و کتاب‌های متعدد به بهانه پخش و توزیع و در واقع حبس و نگهداری آنها نزد خودمان بود تا به این ترتیب به دست افراد کمتری برسد؛ ولی پس از گرفتن آدرس‌ها تصمیم گرفتیم که ما هم کاری شبیه به آنها انجام دهیم و به همین آدرس‌ها جزوات وکتاب‌های اسلامی بفرستیم، تا به این طریق فعالیت ادونتیست‌ها را خنثی کرده باشیم.

برای این منظور نشریه «ندای حق» را که در آن زمان آقای سیدهادی خسروشاهی منتشر می‌کرد، انتخاب کردیم. «ندای حق» حاوی مطالب ارشادی، اسلامی و مذهبی پرمایه و مقتضی با زمان و به خصوص مسائل جوانان بود. با تحقق نقشه ما این امکان فراهم می‌شد تا هرکس که نشریه «راه مریم» و «راه عیسی» را می‌خواند، نشریه «ندای حق» را هم مطالعه کند.

برای عملی شدن فکر و نقشه‌مان با محدودیت‌های شدید مالی مواجه بودیم. برای رفع این معضل به چند نفر و به چند جا مراجعه کردیم ولی نتیجه‌ای عایدمان نشد. این طرح در اندیشه و ذهن ما بود تا به طریقی راه گشایش آن را بیابیم.

 

ـ خاطرات احمداحمد، به کوشش محسن کاظمی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، 1379، ص 61 – 59.



 
تعداد بازدید: 6



آرشیو خاطرات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.