25 مهر 1405
ساعت 5 بعد از ظهر امروز [25 مهر 1340] نخستوزیر در دانشگاه ملى حاضر شدند و ضمن معارفه با استادان و بازدید از کلاسها و کارگاهها، گزارش رئیس دانشگاه ملى را استماع سپس نطقى ایراد کرد که بخشهایى از آن چنین است:
- رادیوهاى خارج تبلیغ سوء مىکنند و یک عده جوانان ما هم، روى احساسات و عدم توجه، تحتتأثیر قرار مىگیرند.
- امروز شایسته نیست بگوییم عوامل خارجى باعث بدبختى ما شدند که ما را فقیر و بیچاره کنند. به نظر بنده، این عقیده درست نیست.
- حالا صحبت از این است، کار اصلاحات ارضى چه شد؟ در قسمت داخله و جوانان تندرو خودمان، مىخواهیم تعدیلى به وجود آوریم و هزاران تبلیغ است که یأس را در جوانان ما زیاد میکند و به دولتها بدبین میشوند. بنابراین خواستم بگویم پذیرایى دانشجو آسان نیست. ولى دانشجو مىآید خود را محق مىداند. علتش آن است که از همه مملکت، از هرچیز بهرهبردارى عکس شده. عدهاى از استادان، دانشجو را آلت [دست] کردهاند. من مىدانم که استادى نمره مىداد بروند به او رأى بدهند و یا یک عده از استادان خواستهاند طرفدار، جمع کنند که نتیجه این کار آن شده است که جوانان گمراه شوند... به نظر من آقایان با ما همراهى کنند در راه تربیت و اصلاح جوانان. استاد چقدر وقت صرف مىکند که با دانشجو صحبت کند؟ دانشجو هزاران درد دارد که باید به استادش بگوید و یا افرادى باشند که با دانشجویان مشورت کنند. این از نظر تربیت تأثیر دارد. اغلب مسائل کوچک براى آنان عقده مىشود. سیاست براى جوانان فرع است. بلکه اساس دردهاى دیگر است. درد، درد انتخابات است که دردهاى دیگر به صورت آن مىآید که فکر مىکنند همه بدبختیهاى دانشجو از عدم آزادى و انتخابات است. اما من نظر دارم که استادان باید به این دردها برسند. آقایان استادان دردهایى دارند و ما هم دردهایى داریم. سعى باید شود که در تمام قسمتهاى اجتماعى این اشکالات را برطرف کنیم.
- بنده متأسفم که کار سیاست و نخستوزیرى به وضعى به ابتذال کشیده که همه، هوس نخستوزیرى مىکنند. صبح تا شام لاى چرخ دولت چوب گذاشتن یعنى وضع مملکت را خراب کردن.[1]
پینوشت:
[1]. روزنامه مهر ایران، ش 1448، 26 مهر 1340 ، ص 4 – 1.
تعداد بازدید: 26