23 مهر 1405
ساعت 5 /6 بعد از ظهر امروز [23 مهر 1340]، سندیکاى صنایع و معادن کشور با حضور نخستوزیر افتتاح گردید. در این برنامه، پیش از على امینى - نخستوزیر - حسن کورس درباره تاریخچه صنعت ایران سخن گفت و اظهار داشت: اگر دولتها مىخواهند کارخانه ایجاد کنند، باید جوانب موضوع را کاملاً مطالعه کنند و حداقل با صاحبان کارخانههاى ملى درباره آن مشورت نمایند. چون در سالهاى اخیر دولتها بدون توجه به احتیاجات موجود، کارخانههایى تأسیس کردهاند که هم باعث رکود و از بین بردن کارخانههاى ملى شدهاند و هم سرمایههاى هنگفتى در صنایع مشابه سرمایهگذارى نمودهاند و صاحبان صنایع ملى در نتیجه این کار حالا نمىتوانند بدهیهاى خود را بپردازند. این سرمایه مال مردم است. اکنون بیشتر کارخانهها در گرو بانک است. صاحبان صنایع نه مىتوانند دیون خود را بپردازند و نه حتى مزد کارگر و هزینه روزمره کارخانه را تأمین کنند. همه مقروضاند و بدهکار. شنیده مىشود که مىگویند این کارخانهها براى دولت دردسر شده است و باید از بین برود. ولى اگر مخارج کارخانجات و میزان راندمان آنها را در نظر بگیریم و با در نظر گرفتن میزان وسائل کار و ماشینآلات، چگونه مىتوان این سرمایهها را به هیچ انگاشت. آخر اگر کارخانجات دولتى با سرمایه دولتى تأسیس شده، اقلاً قرضى ندارند و بهره نمىدهند. در صورتى که کارخانههاى ملى بدهى دارند و فرع و بهره مىدهند و در آخر هم سهامداران انتظار منافع دارند. سیاست اقتصادى ما امروز احتیاج دارد که دیوارهاى گمرک مملکت را بالا ببریم تا از ورود کالاهاى مشابه ولو اینکه نسبت به مصنوعات داخلى ارزان قیمت باشد جلوگیرى به عمل آید.
نخستوزیر که پشت میکروفن قرار گرفت، پس از اظهار خوشوقتى از تشکیل سندیکاى صنایع و معادن کشور، گفت: آقاى کورس که پدر صنعت جدید ایران و در این کار تجربه دارد و در بحرانهاى سیاسى و اقتصادى استقامت به خرج داده، توانسته تا حالا روى پاى خود بایستد و حالا مىگوید صنایع ما دچار بحران است. این اسباب تأسف است... ولى در پیدایش این مشکلات هم دولت و هم آقایان مقصرند. تقصیر دولت تشویق سرمایهگذارى بوده، در صورتى که برنامه منظمى نداشت و بهتر بود در قبال این کار دولت از ورود کالاهاى خارجى جلوگیرى مىکرد. در صورتى که هم کارخانهها را افزایش داد و هم واردات را و این محکوم کردن خود اقتصادیات بود. اما خود آقایان، آقایان که بىاطلاع نبودند... ولى آنها به این توجه نکردند و خودشان پولها را دادند و کارخانه درست کردند و حساب نکردند تا بالاخره کار به کجا مىکشد و همین حالا یک مشت پولها را بردهاند، ما را با یک مقدار زمین و مستغلات گذاشتهاند... یک عده از صاحبان کارخانهها پس از تأسیس کارخانه، اطراف آن را خریدند به امید اینکه سود سرشار ببرند. ولى حالا ماندهاند و دستشان به جایى نمىرسد. البته این اشخاص باید کفاره اشتباه خود را بدهند.
على امینى با این قول که دولت سعى خواهد کرد با توجه به توانایى خود، مشکلات صاحبان صنایع را حل کند، افزود: بنده از ارباب جراید تقاضا دارم در این کار همکارى نمایند. چون این دیگر به دولت مربوط نیست، بلکه بستگى به اقتصاد و استقلال مملکت دارد. مثلاً وقتى کارگران اعتصاب مىکنند، آن را با تیتر درشت مىنویسند. در صورتى که اگر کارفرمایى از کارگر شکایت کند، نمىنویسند. مگر اینکه پولى بگیرند. ولى چون کارگر فقیر است و نوشتن خواستههاى آن، عوامپسندانه است، آن را چاپ مىکنند.
نخستوزیر در بندهاى پایانى سخنرانىاش همچنین گفت: من اعتراف مىکنم که در دستگاههاى ما عدم هماهنگى وجود دارد. شاید این براى اولینبار باشد که رئیس دولتى به صراحت اعتراف به عدم هماهنگى مىکند. ولى باید حقیقت را گفت تا خود مردم و دولت در رفع مشکل و درد برآیند... من باید به عرض آقایان برسانم که در اثر اقدامات ما وضع بازار فعلاً خوب نیست، ولى بدتر از سابق هم نیست. مثل مریضى است که دوره نقاهت را مىگذراند و رو به بهبود است و امیدواریم این دوره طولانى نباشد.[1]
پینوشت:
[1]. روزنامه مهر ایران ، ش 1446، 24 مهر 1340، ص 4 – 1.
تعداد بازدید: 7