الطاف ملوکانه!

رادیو لندن در 20 مرداد 1341 خبری به شرح زیر منتشر کرد: «اولیای امور دولت ایران برای رفع محظورات ناشی از عدم توازن بودجه مملکتی که رقمی در حدود 30 میلیون لیره می‌شود اقدامات مجدانه‌ای مبذول خواهند داشت. اعلیحضرت همایون شاهنشاه به دولت دستور داده‌اند که از [مقرری سالانه] در حدود 90 هزار لیره [حدود یک‌میلیون و نهصدو‌شصت هزار تومان[1]] در سال که برای والاحضرت ولیعهد معین شده بود صرفنظر نمایند. ...»[2]

شهید محمد خوش‌لهجه

محمد خوش‌لهجه 3 آذر 1329 در قم به دنیا آمد. پدرش قندعلی و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. 2 تیر 1342، در زادگاهش هنگام شرکت در تظاهرات توسط عوامل حکومت پهلوی بر اثر اصابت گلوله به پهلو، شهید شد. مزار وی در آرامستان امامزاده ابراهیم(ع) قم واقع است.

الغریق یتشبث بکل حشیش!

رادیو قاهره در 17 مرداد 1342 مطلبی به شرح زیر منتشر کرد: «اطلاعیه سرلشگر پاکروان رئیس سازمان اطلاعات و امنیت ایران پس از گرد و خاک کردن و رجزخوانی دولت به عنوان افشای اسرار خیانت روحانیت و ارائه دلائل آن انتشار یافت[1]، ولی من هر چه سر و ته این اعلامیه را ورانداز کردم بیشتر یقین نمودم که هیأت حاکمه شعری گفته که در قافیه‌اش گیر کرده و حالا مثل یک غریقی که برای نجات از مهلکه به هر پوشالی متشبث می‌شود، به پرونده‌سازی و تلاش مذبوحانه و افتضاحات دیگری دست زده است، غافل از اینکه آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

آزادی دهقانان، از حرف تا عمل

روزنامه اطلاعات در شماره روز 14 مرداد 1343 می‌نویسد: «گزارشی که ظهر امروز از خبرنگار ما در کرج رسیده حاکی است که مهدی کوشانفر، رئیس شورای‌عالی اصناف، توسط مأمورین ژاندارمری کرج تحت‌الحفظ به بیمارستان بازرگانان تهران فرستاده شده است. کوشانفر متهم است که یکی از اهالی ده عرب‌آباد را با سلاح کمری خود کشته است.»[1]

ضرب و شتم جوان 18 ساله

من [حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن اختری] در آن زمان 18 ـ 17 سال بیشتر نداشتم و چون همه کار را خودم به عهده گرفته بودم بیشتر در مظان اتهام قرار داشتم. رئیس ساواک سمنان سرهنگی بود به نام سرهنگ لحسایی. در زمان پیروزی انقلاب به مقام تیمساری رسیده بود و در رشت خدمت می‌کرد. گویا در آنجا انقلابیون او را گرفته بودند و تکه‌تکه کردند. من این خبر را در روزنامه‌ها خواندم.

شهید احمد فیروزی

احمد فیروزی در ساعت 10 صبح 15 خرداد 1342 بر اثر درگیری با ماموران حکومت پهلوی در میدان شاه (اکنون: قیام) تهران مجروح و به شهادت رسید.

انقلاب؟ باشد... ولی شاهانه!

رادیو «صدای ملی ایران[1]» در 11 مرداد 1342 مطلبی به شرح زیر منتشر کرد: «هم‌میهنان گرامی، خبرنگار ما اطلاعات جالبی از جریان تدارک انتخابات مجلس بدست آورده. این خبرنگار توانسته است نامه‌های محرمانه‌ای را که بین اداره تبلیغات و سازمان امنیت رد و بدل شده است به دست آورد.

وقتی کمک، ابزار غارت می‌شود!

در 8 مرداد 1343 رادیو مسکو مطلبی به شرح زیر منتشر کرد: «... لابد شنوندگان عزیز اطلاع دارند هنگامی که صنعت نفت در ایران ملی شد و شرکت نفت انگلیس در ایران منحل گردید، آمریکا و سایر دول غربی برای استخراج و تصفیه نفت ایران پیشنهاد کمک نمودند.

ناراحتی‌ام به خاطر همسرم نبود

[راوی فاطمه طباطبایی] روز پانزده خرداد [1342] در باغ‌مان خیار می‌چپدیم. مهمان از تهران برای‌مان آمده بود. از بلندگوی صحن شنیدم که اعلام کردند: آقای خمینی را گرفتند.

رسوایی عظیم در راه‌آهن!

مجله تهران مصور در 5 مرداد 1341 در مطلبی با عنوان «رسوایی عظیم در راه آهن» می‌نویسد: «از روزی که خبر میلیون‌ها تومان دزدی در راه‌آهن منتشر شده، تا امروز صدها داستان، خبر، و واقعه وحشت‌آور از تحقیق مأمورین دولتی، قضات دادگستری و بازرسان بازرسی کل کشور شنیده‌ام. ... از 27 ماه قبل چهار نفر از شریف‌ترین و مطلع‌ترین قضات دادگستری که به هیچ قیمتی نمی‌توان آنها را تحت‌ِتأثیر قرار داد، مأمور رسیدگی به پرونده‌های مختلف راه‌آهن شدند. ... از مجموعه کسانی که بازپرسی شده‌اند، صدی هشتاد به خط خودشان اعتراف به دزدی و شرکت در باند دزدان راه‌آهن کرده و بقیه نیز از ترس رؤسای راه‌آهن فقط اعتراف شفاهی نموده‌اند. ...»
...
35
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.