«عالَمِ دین بار دیگر رونقی دیگر گرفت.»

ساواک همدان در گزارشی مورخ 3 مرداد 1343 با موضوع «سیداحمد حسینی ملایری» می‌نویسد: «برابر اطلاع واصله نامبرده بالا در مسجد پای گنبد علویان که در هفته یک‌بار در آنجا می‌رود و همچنین سایر مجالس ضمن بیانات تحریک‌آمیز شدیداً بر علیه دولت تبلیغ می‌نماید. خواهشمند است دستور فرمایند تذکرات لازم به منظور خودداری از اعمال خلاف مشارٌالیه داده شود، ضمناً رفتار و اعمال وی را زیر نظر قرار داده و از نتیجه این ساواک را مطلع نمایند.»[1]

ماجرای سیدعباس موسوی

در آن روزهای روزه‌داری و شلاق [آبان 1350]، سعی می‌کردم مسئولیت پاره‌ای از کارها را بپذیرم؛ از جمله، اعتراف به توزیع اعلامیه‌های بسته‌بندی شده و کارتن‌های اعلامیه که برای توزیع در اختیار دیگران قرار می‌دادم.

متدینین در سایه حکومت پهلوی!

ساواک خراسان در گزارشی مورخ 26 تیر 1343 از ارسال نامه‌ای از سوی یکی از بازاریان تهران با نام عباس مدرسی به آیت‌الله سید محمدهادی میلانی خبر می‌دهد.[1] متن نامه مزبور به شرح زیر است:

نحوه تأسیس گروه فارسی‌زبانان اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان

بنابراین بعد از ورود به آلمان غربی [تابستان 1345] از طریق برادرم آقای عبدالله توسلی که یکسال قبل برای ادامه تحصیل به آلمان آمده بود و در دانشگاه شهر گیسن تحصیل می‌کرد، با فعالیت‌های اخیر انجمن‌های اسلامی دانشجویان که نسبت به سال 1342 توسعه زیادی یافته بود آشنا شدم.

مقصرین بیکاری جوانان در دادگاه عباس مسعودی!

روزنامه اطلاعات در سرمقاله روز 23 تیر 1342، روحانیت را مقصر «بیکاری هزاران جوان تحصیلکرده»! دانسته می‌نویسد: «حیف نیست مملکت ما دارای همه گونه منابع زرخیز باشد اراضی وسیع دشت‌ها، جنگل‌ها، معدن بی‌شمار داشته باشیم، ولی حال و روزگار ما مردم چنین باشد که هست؛ یعنی هزارها بیکار در هر شهری ول بچرخند و حیران و سرگردان باشند ...

«بیم جنجال» در سایه استبداد

ساواک در گزارشی مورخ 21 تیر 1342 با موضوع «اجتماعات اربعین» می‌نویسد: «... ساعت 17 روز جمعه 21 /4 /42 عده‌ای در حدود یک هزار نفر... در محل اقامت آیت‌الله میلانی ... حاضر شدند. افراد حاضر به دستجات مختلف تقسیم و در هر گوشه و کنار گردهم جمع و به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند از جمله درباره محاصره نظامی منازل بود و می‌گفتند اشغال نظامی ...

تلاش جبهه ملی برای فاصله‌گیری از مردم و روحانیت

من [جلال‌الدین فارسی] در سالگرد قیام پانزده خرداد، سه اعلامیه نوشتم با نام «نهضت آزادی» و طی آن مردم را به مبارزه مسلحانه دعوت کردم.

حاکم مزدور

ساواک در گزارشی مورخ 18 تیر 1342 می‌نویسد: «محترماً به عرض می‌رساند... آقای انزابی واعظ در ساعت 30 /7 دقیقه بعد از ظهر مورخه 17 /4 /42، در مسجد شازده [شاهزاده] به بالای منبر رفته [و] به زبان ترکی، چنین اظهار داشته که آقای طایب [تائب] در موقع نوحه‌خوانی چه خوش گفته است که «حاکمین مزدوردی، مزدوره مزدور المیون» بعداً اشاره کرد ...

تساوی یا برابری؟

ساواک قم در گزارشی مورخ 16 تیر 1343 می‌نویسد: «برای بررسی در مورد مطالب مندرجه در مجله اطلاعات بانوان جلسه‌ای با حضور آقایان شریعتمداری، نجفی، گلپایگانی و حائری در منزل [آیت‌الله] خمینی تشکیل گردید و طی مذاکرات اظهار تمایل شده بود که اعلامیه‌ای مبنی بر مخالفت با مواد مزبور به امضای کلیه آقایان داده شود ...

همان آش و همان کاسه!

روزنامه اطلاعات در شماره روز 13 تیر 1342 در خبری از قول شهردار تهران می‌نویسد: «تمام اوقات بیست دوره مجالس گذشته ایران جز انجام اغراض خصوصی و نوشتن قوانین تکراری صرف مسئله دیگری نشده است. من امیدوارم که ثابت کنیم لیاقت داشتن یک مجلس خوب را داریم. اگر در گذشته مجلس خوب داشتیم، وضعمان غیر از ...
...
53
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.