مهم‌ترین اثر حمله مأموران شاه به مدرسه طالبیه تبریز

روز دوم عید [سال 1342] که مصادف با سالروز وفات امام صادق(ع) بود از سوی امام روز عزا اعلام شده بود، در منزل ما هم به همین مناسبت مراسم روضه‌خوانی و سوگواری برقرار بود و عده‌ای از آقایان اهل علم و وعاظ و مردم جمع شده بودند.

تلاش‌های هوادارانِ نهضت

ساواک در گزارشی مورخ 10 اردیبهشت 1343 می‌نویسد: «طبق اطلاع واصله، برخی از محافل مذهبی تهران به اشاره بعضی از علما و مِن‌جمله مسیح تهرانی[1] شروع به تبلیغاتی له آیت‌الله خمینی نموده و با چاپ عکس وی به عنوان مرجع تقلید در روی منابر سعی دارند که اذهان عامه را مجدداً متوجه مشارٌالیه نمایند و انجمن تعلیمات اسلامی[2] از جمله محافلی است که در این مورد فعالیت می‌نماید و کوشش دارند که نفوذ آیت‌الله خمینی را در مراکز مذهبی پایتخت تسجیل کنند و توسط انجمن مذکور به وعاظ وابسته و طرفدار جامعه تبلیغات اسلامی صریحاً دستور داده شده تا پس از ختم مجالس وعظ از آیت‌الله خمینی به نام مرجع تقلید مذهب شیعه در منابر یاد نموده و مواعظ خود را به دعای خیر به وی ختم نماید.»[3]

خطر «سرایت» عکس امام خمینی!

ساواک قزوین در گزارشی به ساواک تهران مورخ 8 اردیبهشت 1343 می‌نویسد: «آقای آیت‌الله حاج سیدابوتراب ابوترابی[1] که قبل از ایام عید به تهران و مدتی در قم نزد فرزندش سیدعباس ابوترابی رفته بود روز قبل به قزوین وارد و خبر رسیده حاکی است: 1- در موقع اقامت نامبرده در قم وی به همراه عده‌ای مرکب از 100 الی 150 نفر طلاب و مردم قزوین به نام هیئت قزوینی به دیدن آقای آیت‌الله خمینی[2] می‌روند.

«فعالیت اخلالگرانه» به قصد کسب شهرت!

ساواک خراسان در گزارشی مورخ 6 اردیبهشت 1343 با موضوع «شیخ محمدرضا محامی»[1] می‌نویسد: «نامبرده بالا در لیله 6 /2 /43 بازداشت و به‌وسیله مراقبت به تهران اعزام گردید.

ارتشِ ایران علیه مردم ایران!

ساواک خراسان در گزارشی مورخ 4 اردیبهشت 1343 با موضوع «سخنرانی آقای قمی» از قول وی می‌نویسد: «هیئت حاکمه در گذشته به دین و روحانیت و قرآن تجاوز کردند و از تیرباران کردن مردمانِ طرفدارانِ دین و قرآن و زندانی دادن و شکنجه دادن دریغ نکردند.

واکنش علمای نجف به حکم اعدام زندانیان سیاسی در ایران

پس از ترور منصور و دستگیری بعضی از دوستان به عراق رفتم. پس از رسیدن به عراق، مستقیم به کاظمین و بعد هم به نجف رفتم.

طبابت هوشمندانه به روش ساواک!

ساواک قم در گزارشی مورخ 3 اردیبهشت 1342 می‌نویسد: «روز جاری سرگرد دکتر مهدوی پزشک هنگ ژاندارمری قم به ساواک آن شهرستان مراجعه و اظهار نمود: [آیت‌الله]خمینی به علت داشتن سابقه تب مالت و با توجه به اینکه سابقاً پزشک معالج وی بوده‌ام تقاضا نموده که از وی عیادت کنم و نظریه این ساواک را استعلام نمود.

در مدرسه صدر

شهربانی اصفهان در گزارشی مورخ 29 فروردین 1343 می‌نویسد: «... روز 29 /1 /43 از ساعت 3 بعد از ظهر براى مراقبت و استماع گفتار آقایان اشنى ـ معزى ـ صهرى به مدرسه صدر رفته، ابتدا آقاى سیدمحسن طلبه و یک نفر دیگر منبر رفته، پس از موعظه در اطراف دیانت چند قطعه اشعار راجع به آزادى [آیت‌الله]خمینى قرائت [کرد]، سپس آقاى اشنى منبر رفته بیاناتى در خصوص دین و دیندارى صحبت [کرد]،آنگاه اشاره به ادیان یهود و اسرائیل نموده که آنان اصولاً باید تابع دین اسلام باشند، اعمالى که آنان انجام مى‌دهند به‌طور کلى با دین اسلام تفاوت فاحش دارد.

چگونگی ارسال پیام مراجع قم به نجف

صبح روز شانزده خرداد، من [حیدر میریونسی] از منزل خارج شدم. قصد داشتم به بستگانم سر بزنم و درباره وقایع روز گذشته [1342] ـ پانزده خرداد ـ از آنها سؤال کنم و احوالی بپرسم. چند جا رفتم؛ از جمله منزل «حاج آقا بهاءالدین محمدی عراقی»، پدر آقای محمدی عراقی ـ که اینک در سازمان تبلیغات هستند ـ پدر ایشان یکی از مرشدهای ما بود و ما نسبت به ایشان بسیار ارادت داشتیم.

اصلاحاتِ یواشکی!

ساواک مرکز در دستورالعملی به کلیه ساواک‌های شهرستان‌ها مورخ 27 فروردین 1342 می‌نویسد: «به‌طوری که اطلاع دارند اعلیحضرت همایون شاهنشاه در تمام دوره سلطنت خویش پیوسته نسبت به اصول و موازین دین مبین اسلام و مذهب شیعه اثنى عشرى توجه خاصى مبذول فرموده و نسبت به علما و روحانیون همواره منتهاى لطف و مرحمت را مرعى داشته‌اند و هم اکنون نیز این رویه را تعقیب می‌فرمایند.
...
58
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.