خاطرات

نحوه تعطیلی جشن‌های 2500 ساله در دزفول

در ایام برپایی جشن‌های 2500 ساله‌ شاهنشاهی و به اصطلاح گرامیداشت این ایام در یکی از شب‌ها تعدادی از افراد وابسته به حکومت در یکی از میادین اصلی شهر به رقص و پایکوبی پرداختند. اما به لطف الهی و با یک برنامه‌ از پیش طراحی شده، مراسم مذکور تعطیل و اهداف رژیم برای برپایی یک جشن مفصل ناکام ماند. هم‌زمان با شروع جشن، خودم را به سرعت لب شط (کنار رودخانه) رساندم و مشغول کار گذاشتن بمب شدم، چند دقیقه به دقت اطراف را نگاه کردم و مطمئن شدم هیچ کسی آنجا نیست. مواد...

انتشار جمله‌ای تأثیرگذار از امام در اروپا

ارتباط ما با نجف از طریق مکاتبه بود و یا از طریق برادرمان آقای سیدمحمود دعایی. سال 1349 بود که شنیدیم امام به شدت بیمار هستند، بعضی از دوستان می‌گفتند ممکن است توطئه‌ای در بین باشد و ایشان را مسموم کرده باشند. با تلاش بسیار موفق شدم با آقای دعایی تماس بگیرم و حال امام را جویا شوم. ایشان گفت تا آنجایی که من خبر دارم چیزی نیست. گفتم پس سلام ما را برسانید. آقای دعایی فردا تلفن کرد و پاسخ محبت‌آمیز امام را ابلاغ کرد و گفت وقتی به امام گفتم که دوستان ما در اروپا...

کمک امام برای تهیه چاپخانه در آلمان

در یکی از سفرها که خدمت امام [در نجف اشرف] رسیدم و شرح فعالیت انجمن‌های اسلامی دانشجویان را دادم، گفتم ما شدیداً در مضیقه مالی قرار داریم و هزینه‌های ما خیلی زیاد است و بیشتر مخارج ما مربوط به چاپ کتاب و جزوه می‌شود. ایشان پرسیدند هزینه احداث یک چاپخانه چقدر است؟ من پاسخ دادم. امام گفتند که من تأمین می‌کنم. آدرس و مشخصات را دادم. از قرار معلوم به وکیل خود در تهران سفارش کرده بودند، به آدرسی که داده بودم مبلغ مورد نظر را برای من حواله کند. بعد از مدتی که...

توبیخ در آذرشهر

گفتم که ما گروهی تشکیل داده بودیم و اعلامیه‌هایی را که در تبریز چاپ می‌شد توزیع می‌کردیم. در کنار همین گروه یک گروه پنج نفره‌ دیگر هم تشکیل دادیم که اعلامیه‌ها را می‌بردیم به شهرستان‌ها و از طریق علمای آن شهرستان به مردم منطقه می‌رساندیم. من بودم و محمدحسین (پسر آیت‌الله قاضی) و ...

اولین دیدار امام در نجف

در کنگره پنجم اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان، من به عنوان دبیر روابط بین‌الملل انتخاب شدم و بعد از دو ـ سه ماه به نجف رفتم (سال 1348) تا ارتباط این سازمان را با امام برقرار کنم. همراه خودم گزارش جامعی از وضعیت سیاسی خارج از کشور به خصوص در اروپا و آمریکا تهیه کرده ب...

دستگیری به خاطر جرمی که اصلاً مرتکب نشدم!

در تعطیلات تابستان 1344، طبق معمول برای ادامه تحصیل، به مشهد رفتم. جایی برای سکونت نداشتم. یکی از طلاب مدرسه میرزاجعفر به نام آقای عباسی، بدون آشنایی قبلی مرا در صحن مدرسه دید و به حجره‌ خود دعوت کرد. چند روزی نگذشته بود که شبی در تاریخ 20/4/1344 هنگام مغرب، چراغ حجره را خاموش ...

نحوه توزیع منظم اعلامیه علیه کاپیتولاسیون در سراسر کشور

ما خدمت حضرت امام بودیم و ایشان راجع به کاپیتولاسیون صحبتی کردند و اعلامیه را هم دادند که اعلامیه‌ آخری بود. ما این اعلامیه را به تهران آوردیم و دادیم چاپ کردند. امام فرمودند: «بدهید علما هم امضا کنند.» شب منزل امام بودیم. ساعت دوازده شب فرمودند: «یکی را به مشهد بفرستید و از آقایان مشهد ...

مبارزه با کلاه کاغذی

به من مأموریت داده شد که اعلامیه‌ کاپیتولاسیون را که چاپ کرده بودیم به قم ببرم. امام فرموده بود «سهم مرا به قم بیاورید.» من دو گونی پر از اعلامیه کردم تا نزد امام به قم ببرم؛ من بودم و حاج ابوالفضل توکلی، از قرار معلوم ماشین هم مال آقای عراقی بود و ایشان هم به زحمت آورده بودند. توی راه که می‌رفتیم،

سوغات سفر عراق برای مبارزان

آخر اسفند 1344 بود که بنده با پدرم عازم مکه‌ معظمه شدیم. تمام فروردین تا 10 اردیبهشت، به مدت 45 روز مسافرت حج به طول انجامید. چون آزاد رفته بودیم و از جده به طرف امان، دمشق، عراق در عرض ده روز به بغداد رسیدیم. اول به نجف اشرف مشرف پس از زیارت مولا امیرالمؤمنین علی(ع) به محضر ...

مطبوعات در دوره پهلوی

سختگیری حکومت پهلوی نسبت به مطبوعات در دولت‌های مختلف متفاوت بود ولی تحدید مطبوعات کم و بیش ادامه داشت. با این حال پس از کودتای 28 مرداد 1332 این سیاست با شدت بیشتری دنبال و ادامه حیات برای مطبوعات روزبه‌روز دشوارتر شد.[1] طی سال‌های نخست دهه 40 در نتیجه گسترش ...
4
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.